ترانه
علی برخيز از
آريا آرام
نژاد كه موجب
دستگيری وی
شد

گفتنی
است آرام
نژاد در ترانۀ "علی برخیز"، خوانده
بود:
میان ظهر
عاشورا
یزید
خفته دوران
ز
گور خفته اش
برخاست
به
قصد قتل
دلداران
گناه
ملت ما چیست؟
به
جز فریاد
آزادی
خداوندا
تو شاهد باش
به
هتك حرمت
انسان
علی
برخیز و باطل
كن بساط این
دغل بازان
كه
اینان جامه
حق را
بپوشاندند
تن شیطان
چنان
دین محمد را
به كام خود بیالودند
كه
گویی حضرت
حجت ز اینان میبرد
فرمان
اللهم
كل لولیك
الحجه ابن
الحسن
صلواتك علیه
و علی آبائه
محرم
غرق در خون شد
به
دست لشگر شیطان
خوارج
در لباس دین
به
روی نیزه ها
قرآن
حلول
روح دجال است
در
این شبراهه ی
مرموز
خدایا
آفتابت را
بتابان
بر سر ایران
علی
برخیز و باطل
كن
بساط
این دغل
بازان
كه
اینان جامه
حق را
بپوشاندند بر شیطان
چنان
دین محمد را
به كام خود بیالودند
كه
گویی حضرت
حجت از اینان
می برد فرمان
متن
دفاعيه آريا
آرام نژاد در
دادگاه
جمعه 01 اکتبر
2010 - 9 مهر 1389
روز
گذشته در
جلسه رسیدگی
به اتهامات
آریا آرم
نژاد ، وی با
قرائت متن
دفاعیات خویش
، به گوشه ای
از آنچه بر وی
در دوران
بازداشت در
زندان گذشته
و شرحی از
شکنجه های
روحی و جسمی
که توسط
بازجویان و
مامورین زندان
بر وی وارد
گردیده است
را بیان نمود.
تحول سبز : روز
گذشته جلسه
رسيدگی به
اتهامات
آريا ارام
نژاد برگزار
گرديد.
به گزارش
تحول سبز ،
روز گذشته در
جلسه رسيدگی
به اتهامات
آريا آرم
نژاد ، وي با
قرائت متن دفاعيات
خويش ، به
گوشه ای از
آنچه بر وی در
دوران بازداشت
در زندان
گذشته و شرحی
از شكنجه های
روحی و جسمی
كه توسط
بازجويان و
مامورين
زندان بر وی
وارد گرديده
است را بيان
نمود.
لازم
به ذكر است
آرام نژاد
آهنگ ساز
جوان بابلی
بيست و ششم
بهمن ماه و پس
از خواندن
آهنگ علی
برخيز در
شهرستان
بابل دستگير
شد. وی دو ماه
از دوران
بازداشت خود
را در سلول
انفرادی
بوده است.
به
گزارش تحول
سبز، متن
كامل دفاعيه
آريا آرام
نژاد به شرح
زير ميباشد :
بنام
داور بر حق
رياست
محترم
دادگاه !
امروز
در اين
دادگاه حضور
يافته ام تا
خداوند بزرگ
شاهد و ناظر
باشد ميان ما
و شما . شاهد و
ناظر باشد به
آنچه امروز
بر ايران
نازنين و
فرزندان
دلاورش مي
گذرد تا در
روز موعود
آنگاه كه ما و
شما در
پيشگاهش به
پاسخگويی
اعمالمان
حاضر مي شويم ٬
سربلند و
سرشكسته مان
بياد داشته
باشد كه اين
است عاقبت !
جزا و پاداش
هميشگی فقط
از جانب
خداست . . . اگر
امروز ملاك
بر
خوردهايتان
فرامين حق می
بود به جای ما
می بايست آن کسانی در
اين دادگاه
حضور می
يافتند كه
آبروی ايران
و اسلام را به
حراج گذاشته
اند . همانان كه
ايران را برای
سرمايه هايش
و اسلام را
برای سرپوش
نهادن بر
چپاولگری و
خودكامگی
شان می
خواهند .
رياست
محترم دادگاه !
بنده
در ۲۶ بهمن
ماه با هجوم
ماموران
اداره
اطلاعات به خانه
ام دستگير
شدم . ايجاد
رعب و وحشت و
برهم زدن
اسباب و
اثاثه ی خانه
را چاشنی
كارشان
كردند و حتی
بر اطاق
خوابمان نيز
رحم نكردند .
اينها به خاطر
اجرای آهنگی
بود كه گويا
به عقيده
آقايان
امنيت ملی را
به خطر
انداخته است !
پس از آن مدت ۴۴ روز
را در سلول
انفرادی زير
شكنجه
روانی و
جسمانی
گذرانده ام
كه شرح اندكی
از آن را برای
قضاوت در
مورد انسانی
بودن اعمال
ماموران به
عرض می رسانم :
۱ - توهين
و خرد كردن
شخصيت به
وسيله فحش و
ناسزا و حتی
مسخره كردن
چهره و ظاهرم .
۲- ايجاد
هراس و تهديد
در مورد
بازداشت
همسرم كه هيچ
گونه فعاليت
سياسی و
دخالتی در
فعاليت های
من نداشته
است .
۳- توهين
به برادر
جانبازم و
تهديد به
بازداشتش در
صورت همكاری
نكردن من .
۴- تهديد
به مرگ توسط
نگهبان
اداره
اطلاعات ( ايشان
می گفت : من
مامور
اطلاعاتم
بيرون از
اينجا براحتی
با يك گلوله
ترا می كشم ٬
كسی هم نمی
تواند مرا
باز خواست
كند) .
۵- تهديد
به اعدام ! از
سوی مقامات
بازداشتگاه
متی كلا .
۶- نگهداری
در سلول ۵/۱ در ۲ متر
بدون
كوچكترين
امكانات
بهداشتی به
شكلی كه پس از
مدتی سراسر
بدنم آكنده
از جوشهای
عفونی شده
بود .
۷- سهل
انگاری عمدی
در دادن دارو
های مربوط به
بيماری قلبی
ام .
۸- همجواری
در كنار سلول
كسی كه مبتلا
به بيماری
ايدز بود و
وادار نمودن
به عبور پا
برهنه از روی
خونهایی كه
به واسطه خود
زنی آن شخص در
كف سلول
ريخته بود .
۹-دادن
اطلاعات
توهين آميز و
غلط و انحرافی
و القايی
درباره
همسرم .
۱۰ عريان
كردن بدن به
بهانه بازرسی
در حالی كه
ماموری در
دستش دوربين
عكاسی بود ٬ وی
در جواب
اعتراض مكرر
و امتنای من
وقيحانه و با
خنده می گفت :
مي ترسی !
۱۱- ضرب
و شتم بسيار
شديد و غير
انسانی توسط
مامور زندان
متی كلا در
جواب
درخواست
ملاقاتم با
پزشك ٬ بگونه
ای كه تا
مدتها آثارش
روی بدنم
قابل مشاهده
بود .
۱۲- بستن
دست و پايم با
زنجير به هم
برای مدت
طولانی در
زندان متی
كلا .
اينهای
نمونه های
كوچكی بود از
آنچه كه در
مدت بازداشت
بر من گذشت .
و اما
بنده پس از
حوادث
عاشورا كه
منجر به كشته
شدن تعدادی
از هموطنان
عزيزمان
گرديد و پس از
ديدن تصاوير
تكان دهنده و
جانسوزش٬
احساس وظيفه
كردم كه ضمن
محكوم كردن
اين عمل غير
انسانی ـ
رسالت هنری
ام را به بجای
آورم٬ لذا
دست به
انتشار
ترانه و آهنگی
زدم كه به ” علی
برخيز” معروف
گرديد . محتوای
اين آهنگ
اشاره دارد
به سو
استفاده عده
ای دغل باز از
نام خدا و
قرآن و ائمه
برای رسيدن
به مقاصدی
شيطانی و
استمداد
کردم از ائمه
برای برچيدن
و خشكاندن
ريشه های
دروغ و نيرنگ
و ريا . عجبا كه
امروز گویا
توسل به دين و
ايمان نيز در
كشور ما جرم
محسوب مي شود !
امام حسين ع
برای احيای
امر به معروف
و نهی از منكر
شهيد شد
انگاه توقع
از ما شيعيان
و پيروانش
چيست ؟ اينكه
بياييم و فقط
بر سر و سينه بزنيم
؟! و يا در
برابر ظلم و
ستم اعلام
انزجار كنيم !
من رئيس
جمهور را به
رسميت نمی
سناسم ! آيا
مسلمان نيستم
؟ بنده در روز
عاشورا
فرياد الله
اكبر سر دادم
و به خاطر
فرياد زدن
نام خدای
بزرگ به خود می
بالم . قطعا
كافر و لا
مذهب خواهد
بود كسی كه
مرا به جرم
فرياد زدن
نام خدا به
زندان بياندازد !
آنان
كه امروز دم
از مسلمانی
مي زنند خود
ساده ترين
دستورات دين
را زير پا می
گذارند و به
سادگی به يك
جامعه هفتاد
ميليونی
دروغ می
گويند و هر
روز با وعده
های دورغين و
پوشاليشان –
با حركتهای
مزورانه و
سرشار از ريا
در خيال
خامشان به اسلام
و ايران عظمت
می دهند ! در
اينجا بايد
اعلام كنم كه
اسلام و ايران
بسيار عظيم
تر از آنند كه
نياز به
مدافعان
اينچنينی
داشته باشند !
بايد
روشن شود كه
نقش قانون
اساسي ما
چيست ؟ قانون
به من اجازه
انتقاد مي
دهد . قانون به
من اجازه
تجمع بدون
حمل سلاح
ميدهد . قانون
به من آزادی
بيان و عقيده
می دهد و من به
بواسطه همين
قانون كه
پدران ما به آن
رای داده اند
آزادم كه
نسبت به
سرنوشت
كشورم و ملتم
بی اعتنا
نباشم . جالب
است كه امروز
به جای آنكه
مدال شجاعت و
افتخار
بگيرم بايد
در دادگاه
حاضر شوم !
رياست
محترم
دادگاه !
متاسفانه
در گزارش
اداره
اطلاعات به
جنابعالی
آمده است كه
شعری بسيار
توهين آميز
خطاب به
معاويه در وبلاگ
قرار داده ام !
آيا وزارت
اطلاعات
تبديل به
وكيل مدافع
يزيد و
معاويه
گرديده است ؟
در بخش ديگری
آمده است :
بنده اين
آهنگ را در
تقابل با
نظام و ولي
فقيه ساخته
ام، ادعایی
که البته
مضحك ترين
بخش اين
گزارش نيز
بوده است !
خطاب آهنگ
كاملا روشن
است ! خطاب آن به
كساني است كه
به هتك حرمت
برادران
مسلمان پرداخته
اند ! اما گويا
اداره
اطلاعات سعی
وافری دارد
كه همه
اعتراضات را
به مقام ديگری
حواله دهد ! و
اين جز پاك
كردن صورت
مسئله نيست . . .
اين
توهم خود
بزرگ بينی كه
مانند افيون
به جان
صاحبان دو
روزه قدرت افتاده
است ٬ اين
سياست های
سركوب فله ای
و ايجاد رعب
از كدام
اقتدار ابدی
صادر مي شود
كه سكوت را
رضايت تعبير
می كند و در
كنار سهميه
بندی خيابان
و اكسيژن ٬
وقيحانه ـ نه
ـ حتي بی
اجازه به
حريم خانه ـ
نه – بلكه به
زور به خلوت باورها
تجاوز می
كنند و هيچ
گونه اظهار
نظر انتقادی
را بر نمی
تابند. اين
دايگان
منفعت طلب
مهربان تر از
مادر( !) كه خود
را نه تنها
حافظ
بلكه صاحب
اين خاك و اين
نظام می
دانند٬
هرگونه
تفاوت را
دشمنی
دانسته و به
خواست خود
زير پا
گذاشتن
قانون و حقوق
شهروندان را
مجاز می
شمارند! كسانی
كه با سنجاق
كردن بی هويتی
خود به جمهوری
اسلامی و
اعمال خفت
بارشان تيشه
های زهرآگين
به ريشه های
اين نظام می
زنند. كمی به
خود آمدن كمی
چشم بصيرت
داشتن و غره
نشدن به
ميزها را
برادرانه
توصيه ميكنم
كه فرداها
برای جبران
اشتباهات
امروزها
بسيار دير
است !
رياست
محترم
دادگاه !
نگرانی
بنده امروز
از قضاوت
شماست! زيرا
بازجوهايم
قاطعانه
گفتند كه شما
مهره آنها می
باشيد و هر
آنچه آنها
بخواهند شما
اجرا می كنيد!
اميدوارم كه
خداوند به
شما حقيقت را
آشكار نمايد
تا خداي
ناكرده در
دنيای ديگر
مجبور به
پاسخگويی
آنچه ديگران
از شما
خواسته اند
نباشيد !
در
پايان ضمن رد
تمامی
اتهامات
وارده و غير
قابل قبول
دانستن آنها
از دادگاه
محترم تقاضای
اعلام حكم
برائت دارم .
ترانه
علی برخيز از
آريا آرام
نژاد كه موجب
دستگيری وی
شد.
http://www.youtube.com/watch?v=rLxIJAp7PAw
|