نشریۀ  اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏چهار شنبه‏، 2010‏/10‏/27

 

 

سه شنبه ۴ آبان ۱۳۸۹

نوشابه امیری

ماجرای چمدان دلار

 یاد مادربزرگ به خیر که هر چه می گفتیم ضرب المثل و تک بیتی در چنته داشت که جواب همه چیز در آن یافت می شد؛ هر وقت هم می خواست ضربه اش کاری نباشد، به لطافت می گفت "البته در مثل مناقشه نیست". شک ندارم اگر الان بود، بعد از شنیدن ماجرای چمدان دلار ارسالی جمهوری اسلامی برای آقای کرزای، می گفت: کافر همه را به کیش خود پندارد. جمله بعدی را هم نمی گفت که کار از لطافت واین حرف ها گذشته.

 آقایان خود، با چمدان آمده و با چمدان می روند، آن وقت مصباح یزدی، که به گفته آقای خامنه ای "باعث افزایش برکات الهی است" خبر از چمدان دلاری می دهد که آمریکا برای روزنامه نگاران فرستاده و جنتی خبر از چمدان دلار آمریکایی ها برای "سران فتنه"! چه کیشی دارند این آقایان!

اول این را بگویم که با "کافر" هیچ مسئله ای ندارم؛ مشکل با کسانی است که دیگران را به چوب کفر می زنند و می رانند و خود در عین ادعای "مومنی" دروغ می گویند و بهتان ناحق می زنند؛ اسم شان هم می شود«آقا»و «عادل» و "مجتهدجامع الشرایط" و "فرزانه" و... "امام". آقای خامنه ای.

همین "آقا" اتفاقا در قم هم سخنان جالبی ایراد کرده و از جمله گفته است: "شما ببينيد حكومت پهلوى را چه كسى سركار آورد؟ رضاخان را چه كسى در اين كشور حاكم كرد؟ اينكه ديگر جزو نقاط مبهم تاريخ نيست. امروز همه مى‏دانند كه رضاخان را انگليسى‏ها در اين كشور سركار آوردند؛ همچنان‏كه وقتى احساس كردند رضاخان ديگر به دردشان نمى‏خورد، او را بركنار كردند و محمدرضا را سركار آوردند. اين جزو بخشهاى واضح تاريخ معاصر ماست. كسانى‏كه آنها را سر كار آوردند، همانها سعى مى‏كردند با انواع سياست‏هاى گوناگون، آنها را وابسته‏ى به خودشان نگه دارند. وقتى نهضت مصدق در اين كشور پيش آمد - كه يك نهضت ملى بود - جايى‏كه بيشترين احساس خطر را كرد، دستگاه حكومت و سلطنت نبود؛ انگليسى‏ها بيشترين احساس خطر را كردند. بعد هم كه انگليسى‏ها ديدند از عهده‏ى كار برنمى‏آيند، امريكايى‏ها را وارد كار كردند. آنها به يك معنا آمدند صحنه را از دست انگليسى‏ها ربودند و حاكم شدند. يك نفر بلند شد و با يك چمدان دلار به اين‏جا آمد و با ايجاد يك بحران مصنوعى، حكومت ملى را سرنگون كرد و رژيم محمدرضا پهلوى بر كشور مسلط شد. اين سياستِ اينهاست؛ اين چيز واضحى است و مدارك و اسناد و دستنوشته‏هاى آن امروز در دسترس همه قرار دارد."

همین چند جمله برای شناخت آنان که دیگران را کافر می خوانند  وخود مومن، کافیست؛ به ظاهر مومنانی که نمی گویند اگر چمدان دلار برای بردن و آوردن حکومت هاست، آنها در افغانستان چه می کنند؟ نمی گویند چگونه است که سهم رسمی ایران در سازندگی کشور افغانستان، به دیگر کشورهای آن سوی آب ها هم نمی رسد اما ارقام ارسالی جمهوری اسلامی، برای متزلزل کردن فضای سیاسی یک کشور، به میلیون ها می رسد؟ نمی گویند چرااین چمدان ها بدون اطلاع مجلسی که قرار بود درراس امور باشد، ارسال شده؟ نمی گویند با این میلیون ها قصد کاشتن چه و درو کردن چه دارند؟ کاشتن باد و درو کردن توفان؟ نمی گویند این چه کمک رسمی است که "در چمدان" ارسال می شود و تازه آقای کرزای هم می گوید "بطور کاملا شفاف" بوده است؟ و نمی گویند این چمدان های پر از پول که "در راه خرید سیاستمداران افغان، پرداخت به شورشیان طالبان و سنگ اندازی در ماموریت ناتو در افغانستان صرف می شود" اگر اسمش ایجاد بحران مصنوعی نیست، پس چیست؟

آقا! آمریکا برای روزنامه نگاران ایرانی و کسانی که شما آنان را "سران فتنه" می خوانید، چمدان چمدان پول فرستاد، یا شما سفیرتان در کابل رادر آخرین لحظات به هواپیما فرستادید تا "یک راست در مقابل صندلی عمر داودزی رییس دفتر کرزای و یکی از نزدیک ترین و معتمدترین مشاوران او بنشیند" و "کیسه پلاستیکی متورمی از بسته های اسکناس یورو" را به او بدهد؟ میلیون ها یورو و دلاری که مجلس برکشیده تان هم از آن بی خبرست و نمی داند "مستند قانونی این پرداختها چه بوده و به تصویب چه مراجعی در کشور رسیده و چگونه هزینه شده است"؟

و اما نکته آخر: اگر نهضت مصدق را ملی می دانید، از چه رو این اندازه تشنه به خون یاران مصدق اید؟ نکند برای این است که یاران دربند مصدق، باز دوباره احساس خطر می کنند؛ حالا چه از جانب انگلیس، چه از جانب وابستگانش؟

آقا! شما میوه انقلاب را یک جا بلعیدید، جمهوری را از بین بردید، حکومت دیکتاتوری راه انداختید و بر امور مسلط شدید؛ انگلیسی ها و آمریکایی ها هم مثل شما! تازه آنها همه این کارها می کنند که میهن خودبسازند، شما چه که خون ملتی درشیشه کرده اید و سررشته امور به "اوباش و اراذل" سپرده اید؟ نه آقا! کافر شمایید ما را به کیش خود نپندارید.

منبع : روز آنلاین