نشریۀ  اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏دوشنبه‏، 2010‏/11‏/22

 

 

 

در آمریکا باز بر طبل جنگ با ایران می‌زنند

 

سیاست آمریکا در برابر ایران به موضوعی برای فشار جمهوریخواهان آمریکا بر باراک اوباما، رئیس‌جمهور دمکرات تبدیل شده است. مفسر "دی تسایت" از جمله نگاهی دارد به خواست جمهوری‌خواهان برای جنگ و "عقیم کردن" رژیم ایران.

یورگ لائو، مفسر "دی تسایت" در تفسیر سیاسی خود در شماره آخر این هفته‌نامه به شکست اوباما در انتخابات کنگره آمریکا اشاره کرده و می‌نویسد، لزومی ندارد بازندگان سیاسی نگران باشند که یک وقت ممکن است احساس کمبودی از نظر راهنمایی‌های زیرکانه‌ی دیگر سیاستمداران بکنند.

اشاره این مفسر به آن است که از زمان برگزاری انتخابات کنگره آمریکا هر روز بی‌آنکه سوالی از کسی شده باشد، پیشنهادهای گوناگونی در عرصه سیاست خارجی آمریکا به کاخ سفید می‌رسد. از جمله این پیشنهادها این است که اوباما باید مناقشه اتمی با ایران را تشدید کند تا وضعیت سیاسی خود را بهبود ببخشد.

این در حالی است که تازه چند روز پیش کاترین اشتون، کمیسر سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرد که ایران حاضر به از سرگیری مذاکرات اتمی است و در نتیجه قرار است پس از یک سال سکوت دوباره مذاکره با ایرانیان شروع شود.

 

تاثیر متقابل طبل جنگ و دیپلماسی

 

به نظر لائو، ممکن است که اقدامات دیپلماتیک و زدن بر طبل جنگ تاثیر متقابل بر هم داشته باشند. او معتقد است که تشدید تحریم‌ها علیه ایران در تابستان گذشته از سوی سازمان ملل و همراه شدن چین و روسیه با آن تاثیر گذاشته و نشانه آن این است که ایرانی‌ها حاضر به گفت‌وگو شده‌اند.

مفسر "دی تسایت" می‌نویسد که اما حتی پرشورترین طرفداران دیپلماسی معتقد نیستند که تحریم‌ها برای متوقف کردن برنامه اتمی کافی هستند، بلکه می‌گویند برای مذاکره نیاز به فشار و تهدید است.

  مایک مولن، رئیس ستاد ارتش آمریکا: تحریم‌ها دارند تاثیر دردآور خود را می‌گذارند، اما نمی‌بینم که ایران از هدف تولید سلاح اتمی فاصله گرفته باشدبا این همه یورگ لائو، به گفته خود،  نظاره‌گر بازی‌ دیگری‌ست که در اینجا آغاز شده. او می‌نویسد که فشار بر اوباما افزایش یافته تا طرح جنگ را دراندازد. او در این رابطه گفته دیوید برودر، مفسر معروف روزنامه "واشنگتن پست" را نقل می‌کند. برودر در آنجا به رئیس‌جمهور پیشنهاد می‌کند در دو سال آینده، «۲۰۱۱ و ۲۰۱۲، وقت خود را صرف زورآزمایی با ملاها کند. این امر به او از نظر سیاسی کمک می‌کند، زیرا برای این کار اپوزیسیون باید از او حمایت کند. در حالی که تنش افزایش می‌یابد و سرعت تدارک جنگ بیشتر می‌شود، اقتصاد هم بهبود پیدا می‌کند.»

 

سناتور جمهوریخواه: هدف باید عقیم کردن رژیم ایران باشد

 

در تفسیر "دی تسایت" سخنان ده روز پیش سناتور لیندسی گراهام در مجمع امنیت جهانی در کانادا آورده شده، مبنی بر اینکه اگر رئیس‌جمهور آمریکا بخواهد در برابر ایران قوی باشد، قدرت‌گیری جمهوریخواهان باید برایش خبر خوشی باشد. به نوشته "دی تسایت"، گراهام طی سخنان خود این  پیش‌بینی را بیان کرد که تا یک سال دیگر معلوم خواهد شد تحریم‌ها تاثیری ندارند و برای همین همه گزینه‌ها را باید در نظر گرفت. او همچنین گفت، نباید تنها به خنثی کردن برنامه هسته‌ای فکر کرد، بلکه باید به نیروی دریایی و هوایی جمهوری اسلامی و نیز سپاه پاسداران آن  ضربه اساسی وارد آورد؛ یا به عبارت دیگر رژیم را عقیم کرد.

 

مفسر "دی تسایت" می‌نویسد، پس از انتخابات کنگره آمریکا پروژه قدیم نومحافظه‌کاران روحی تازه یافته، یعنی پس از کابل و بغداد، نوبت تهران است! مفسر دی تسایت گفته‌های سیاستمداران جمهوریخواه را یادآور می‌شود: سناتور جان مک کین، سیاستمدار پرقدرت جمهوریخواهان بار دیگر اعلام کرد که تغییر رژیم در ایران هدف سیاست آمریکاست. رئیس ستاد ارتش آمریکا، مایک مولن نیز چند روز پیش در دانشگاه استانفورد گفت: «تحریم‌ها دارند تاثیر دردآور خود را می‌گذارند، اما من نمی‌بینم که ایران از هدف تولید سلاح اتمی فاصله گرفته باشد

 

چرا طبل جنگ با وجود قرار مذاکره؟

 

"دی تسایت": هدف نهایی جمهوریخواهان از کوبیدن بر طبل جنگ با ایران می‌تواند کشاندن او به خطی که بوش می‌پیمود و سپس به در کردن او در میدان مبارزه انتخاباتی آینده باشدیورگ لائو‌، مفسر "دی تسایت" این پرسش را مطرح می‌کند که چرا درست الان که قرار است مذاکرات با ایران آغاز گردند، لحن این سیاستمداران شدید شده است؟ او بر این نظر است که حرف‌های مولن،‌ گراهام و مک‌کین جلوی اقدامات دیپلماتیک را می‌گیرند، زیرا «بی‌معنی است که بخواهی با کشوری درباره وظیفه‌اش در مورد شفافیت صحبت کنی‌ وقتی قصدت عقیم کردن رژیم حاکم بر آن کشور است. کسی که این گونه سخن می‌گوید، شک دستگاه تبلیغاتی ایران را تقویت می‌کند که پشت درخواست مذاکره قدرت‌های غربی خواست تصاحب قدرت استعمارگران نو نهفته است».

از نظر این نویسنده، درک منطق بر طبل جنگی تازه زدن چندان سخت نیست. او می‌نویسد، از قرار معلوم می‌خواهند اوبامای ضعیف شده را به خطی بکشانند که با رفتن بوش عوض شد تا سپس بتوانند او را به راحتی در مبارزه انتخاباتی آینده از میدان به درکنند.

 

رابطه سیاست جنگ‌آمریکا با قدرت‌گیری ایران

 

به عقیده مفسر "دی تسایت"، جنگ‌های آمریکا با افغانستان و عراق موجب تقویت ایران شده است. این مفسر می‌نویسد، نومحافظه‌کاران نمی‌خواهند کسی بخاطر بیاورد که چه سیاستی بود که در سال‌های اخیر موجب قوی شدن ایران شد: «جنگهای آمریکا ایران را از دست بدترین دشمنانش، ابتدا طالبان و سپس صدام حسین خلاص کرد. ایران هم اکنون در تصمیم‌گیری‌های افغانستان نقش دارد (پرداخت پول به دستگاه حامد کرزای را بخاطر آوریم) و در عراق هم دیگر کسی  نمی‌تواند برخلاف خواست ایران رئیس جمهور شود. المالکی شیعه حتی با وجود فشار آمریکا سر کار آمد. و این در اصل تناقض است: قرار بود سیاست آمریکا به قوی شدن خود این کشور منجر شود، اما در حقیقت بر اثر آن ایران قوی شده است.»

 

سرنوشت ایران در صورت شکست اوباما؟

 

با این حال، به عقیده مفسر "دی تسایت"، دیپلماسی‌ تازه‌ای که روسیه و چین در آن شرکت جسته‌اند، حد و مرزها را به ایران نشان داده است؛ تحریم‌های دردناک تاثیر خود را گذاشته‌اند و حتی هندی‌ها چند وقتی است به جمع تحریم‌گران پیوسته‌اند و ایران هم منزوی شده است.

 

اما یورگ لائو، مفسر "دی تسایت"، این همه را تضمینی برای موفقیت نمی‌داند. او در پایان تفسیر خود احتمال و امیدی را بیان کرده و می‌نویسد: «کسی چه می‌داند، شاید در پایان، بر طبل جنگ کوبیدن آنها، به سود اوباما باشد، زیرا آنها به ایرانیان نشان می‌دهند، اگر اوباما شکست بخورد چه در انتظارشان است.»