نشریۀ  اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏پنجشنبه‏، 2010‏/11‏/25

 

 

گفت‌‌وگو با رضا تقی‌‏‏زاده، کارشناس مسائل سیاسی در گلاسکو

سقوط مناسبات خارجی و منزوی‌‏تر شدن ایران

 

ایرج اديب‌زاده -  زمانه

 

کشور آفریقایی گامبیا تمام روابط خود را با جمهوری اسلامی قطع کرد و به دیپلمات‏های رژیم تهران فرصت داد تا امروز چهارشنبه، سوم آذرماه، خاک آن کشور را ترک کنند.

گامبیا دلیلی برای این تصمیم ناگهانی خود اعلام نکرده است. نام دو کشور نیجریه و گامبیا به تازگی در گزارشی دیده شد که به شورای امنیت سازمان ملل برده شده است.در این گزارش از کشف محموله‏ی مهمات و سلاح‏های جنگی در بندر لاگوس سخن گفته شده است. این محموله از یک کشتی که در بندرعباس بارگیری شده بود، به دست آمده است.

کشف کانتینرهای حاوی شماری سلاح‏، راکت‏انداز، نارنجک و مواد منفجره که به نام مواد ساختمانی فرستاده شده بودند، باعث تیره شدن روابط تهران و لاگوس شد. منوچهر متکی، وزیر خارجه‏ی ایران، بلافاصله به نیجریه رفت و بعد هم به خبرنگاران گفت: «یک سوءتفاهم بوده و مسئله حل شده است. »

اما این «سوءتفاهم» به توصیف وزیر خارجه‏ی جمهوری اسلامی، به تیره شدن روابط نیجریه با ایران، لغو سفر تیم ملی فوتبال این کشور برای یک دیدار دوستانه با تیم ایران به تهران و گزارش نیجریه و گامبیا به شورای امنیت و سرانجام قطع رابطه‏ی گامبیا با تهران انجامیده است.

 

قطع رابطه‏ی گامبیا با ایران و گزارش نیجریه به شورای امنیت در مورد اسلحه‏های قاچاق جمهوری اسلامی، چه پیامدهایی برای حکومت اسلامی خواهد داشت؟

این پرسشی است که با رضا تقی‏‏زاده، کارشناس مسائل سیاسی در گلاسکو، در میان گذاشته‏ام.

 

همان‏طور که شما اظهار کردید و جامعه‏ی جهانی هم این را پذیرفته است، این اقدام در عمل ارسال غیر قانونی اسلحه به مقصدی است که جمهوری اسلامی اول منکر آن شده و بعد با پذیرش آن، این موضوع را به یک تاجر نسبت داده است.

ما اما می‏دانیم که در ایران حتی تجارت معمولی هم بدون نظارت دولت امکان‏پذیر نیست. تولیدکننده‏ی اسلحه در ایران فقط دولت است و تهیه‏ی چنین محموله‏ای، بدون مداخله‏ی عوامل دولتی و عوامل نظامی و امنیتی، برای هرکسی در داخل ایران مشکل خواهد بود؛ چه برسد به قرار دادن آن در داخل کانتینرهایی که به قصد یک کشور آفریقایی حرکت می‏کرده است.

به نظر من، این اقدام، اقدام ساده‏لوحانه‏ای بوده و در شرایط بسیار دشوار و بدی برای ایران صورت گرفته است. در واقع وضعیت ایران را در جامعه‏ی جهانی دشوارتر از سابق می‏کند. به‏خصوص در شرایطی که پرونده‏ی اتمی ایران موضوع بحث شورای امنیت است و نظارت به اقداماتی از این دست، با توجه به دستور شورای امنیت و در اجرای قطعنامه‏ی ۱۹۲۹، شدیدتر از پیش صورت گرفته است.

به‏نظر می‏رسد مقصد نهایی این محموله که اول به نیجریه ارسال شده و شاید بایستی بعد از آن به گامبیا می‏رفته، نوار غزه و گیرنده‏ی اصلی این سلاح‏های سبک که از ایران ارسال شده، گروه حماس بوده است. این به‏‏هرحال توجیه منطقی‏تری برای هدف ارسال این اسلحه‏ پیدا می‏کند.

مسئله این است که آیا دیپلماسی ایران، سیاست خارجی ایران و مسئولین سیاست خارجی، با مسئولین نظامی و امنیتی در مبادرت به اقداماتی از این دست، هماهنگی دارند؟ این ناهماهنگی وضعیت مناسبات خارجی ایران را با تن دادن به وقایعی از این دست، دشوارتر از پیش می‏کند.

وزیر خارجه‏ی ایران ابتدا اعلام می‏کند که این قضیه یک سوءتفاهم بوده، ولی می‏بینیم به فاصله‏ی کوتاهی، علی‏رغم سفر ایشان به نیجریه، این موضوع از طریق کشور نیجریه که نماینده‏‏اش عضو غیرثابت شورای امنیت هم هست، به شورای امنیت گزارش می‏شود.

این موضوع وضعیت ایران را بسیار دشوار می‏کند و اگر روزی مسئله‏ی استفاده از نیروی نظامی علیه ایران مورد توجه دشمنان ایران و یا مخالفین برنامه‏ی اتمی ایران قرار بگیرد، این موضوع و این قاچاق اسلحه و عدم اجرای مفاد قطعنامه‏ی ۱۹۲۹، در توجیه اقدامات نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار خواهد گرفت و به هرحال، بهای بسیار سنگینی در مقابل منفعت به نسبت کوچک‏تری است که ممکن است مقامات نظامی‏- امنیتی در داخل ایران، به آن توجه داشته باشند.

 

درست یک سال پیش بود که محمود احمدی‏نژاد در سفر خود به گامبیا، از روابط برادرانه‏ی دو کشور سخن گفت. این روابط برادرانه امروز تا اخراج دیپلمات‏های جمهوری اسلامی پیش رفته است. این مسئله را چگونه ارزیابی می‏کنید؟

سقوط مناسبات خارجی و منزوی‏تر شدن ایران. ایران وقتی از اروپا و امریکا عقب می‏نشیند و در سیاست نگاه به شرق‏، هم در روسیه و هم در چین با مشکلات جدی روبه‌رو می‏شود، به عنوان راهی در جهت گسترش مناسبات خارجی‏اش، به نوعی به آمریکای جنوبی و آفریقا به عنوان یک پناهگاه نگاه می‏کند و به دنبال توسعه‏ی مناسبات با این کشورها است.

حال می‏بینیم، با توجه به دیدگاه بهتری که ایران در مورد گسترش مناسبات با آفریقا داشت، به تنگنایی بسیار جدی از این نوع برمی‏خورد. همان‏طور که گفتید، در فاصله‏ی یک سال، وقتی آقای احمدی‏نژاد به غرب آفریقا می‏رود و صحبت از توسعه‏ی مناسبات با این منطقه می‏کند، می‏بینیم که کشور گامبیا روابط سیاسی‏اش را با ایران قطع می‏کند.

این اقدام به موقعیت بسیار محدود و شکننده‏ی ایران در قاره‏ی آفریقا، لطمه‏ی بسیار بسیار جدی وارد می‏کند و توسعه‏ی مناسبات با بقیه‏ی کشورهای آفریقایی را هم با مشکلات جدی‏تری روبه رو خواهد کرد.

 

گفتید این رویداد در زمان بدی اتفاق افتاده است. جامعه‏ی جهانی حالا چه واکنشی به قاچاق سلاح‏های جنگی توسط جمهوری اسلامی خواهد داشت؟

جامعه‏ی جهانی نمی‏تواند ناظر باشد و منتظر بماند و ببیند برنامه‏های اتمی ایران در چه مسیری حرکت می‏کند. همین حالا ایران در شرایط فراهم کردن مقدمات برای آغاز گفت‏وگو با گروه ۵+۱ است.

به‏هرحال هم کشورهای منطقه‏ای مانند مصر، عربستان سعودی و اسراییل مدعی برنامه‏های اتمی ایران هستند و هم شورای امنیت با صدور چهار قطعنامه‏ی تنبیهی، از ایران خواستار تجدید‏نظر در مورد برنامه‏های اتمی‏ آن شده است. ایران بایستی پاسخگوی این خواسته‏ها و پاسخگوی این سئوالات باشد.

شرایط خارجی و مناسبات خارجی ایران، وضعیت عادی‏ای ندارد. حال در این شرایط که ایران آسیب‏پذیر است و در مظان سئوال‏های جدی جامعه‏ی جهانی است، تن دادن به اقداماتی از این دست و مبادرت به چنین اقداماتی، وضعیت امنیتی ایران را بسیار دشوارتر از سابق خواهد کرد. درواقع دفاع از این ادعا که روابط خارجی ایران صلح‏آمیز و مناسبات خارجی ایران دوستانه است را با تردید‏های جدی روبه‌رو می‏کند.

آن وقت توجیه برنامه‏ی اتمی ایران هم در نگاه جامعه‏ی جهانی و حتی در نگاه کسانی که می‏خواستند به‏صورت خنثی‏تر به این برنامه نگاه کنند و نگاه عادلانه‏تری داشته باشند، بسیار دشوارتر از سابق می‏شود.

 

به نظر شما، قطع رابطه‏ی گامبیا با ایران، از احساس عدم امنیت این کشور بوده است؟ آیا این مسئله می‏تواند در روابط دیگر کشورهای آفریقایی با جمهوری اسلامی هم اثر بگذارد؟

به‏نظر من، توسل به این احساس عدم امنیت، شاید کمتر جدی باشد تا نشان دادن یک چراغ قرمز به ایران و خاطرنشان کردن این موضوع به ایران که اقداماتش از نگاه ناظران جهانی پنهان نمی‏ماند و می‏تواند با برخوردهای تندی روبه‌رو باشد.

گامبیا شاید به طور مستقیم کمتر احساس خطر می‏کرد، اگر زیر فشار جامعه‏ی جهانی و بقیه‏ی کشورهایی که در آفریقا صاحب منافعی هستند، قرار نمی‏گرفت. وقتی اقدام مشترکی در مورد گزارش این موضوع به شورای امنیت صورت می‏گیرد، پیداست که گامبیا شاید هدف اصلی ارسال اسلحه‏ی ایران نبوده و همان‏طور که گفتم، مقصد نهایی غزه و گروه حماس در آن منطقه بوده است.

بنابراین اقدام گامبیا را بیشتر باید به عنوان نشان دادن علامت خطر به ایران و پاسخ گفتن تند قاره‏ی آفریقا به اقدامات ایران ببینیم تا احساس عدم امنیت در قبال مبادرت ایران به اقداماتی از این دست.