نشریۀ  اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏دوشنبه‏، 2010‏/12‏/27

 

64-271210

 

سیمین بهبهانی

اگر «ضعیفه» منم، از چه رو به عهده ی من

وظیفه پرورش مرد پیلتن باشد؟!

 

فراموش نکنید که زنان ما، از روی ناچاری تاریخ مردسالارمان، در پشت و پستوی خانه و زیر چادر و مقنعه، سلطنت هم کرده اند. فخرالدوله دیلمی پادشاهی چون محمود را به سکوت و سازش واداشت. با این همه، از یک قرن پیش تاکنون، زنان دلیر ایران زمین، به سودای برابری با مرد، کوشیده اند و همچنان می کوشند تا ثابت کنند که انسان اند و از مردان هیچ کم ندارند.

 

ایمان دارم که در این هدف به توفیق خواهند رسید.

 

 زن: سخت کوشی و زیبایی

 با تخته پاره و تنهایی

 باز و گشوده و می رانَد

 بر موج ها به شکیبایی

 

 در بی کرانیِ آبی ها

 پیچیده از همه سو با او

 سرسامِ آتش خورشیدی

 اوهامِ سرکشِ دریایی

 

 اوج و فرود و فرا رفتن

 ناخوانده تا همه جا رفتن

 در بی کرانیِ آبی ها

 با موج، فاصله پیمایی.

 

 زرد و کبود و درخشیدن

 کولاک برق و شَرَر دیدن

 چندان که دیده ی ناچارش

 بیزار مانده ز بینایی

 

 پیغام کشتیِِ مدفون را

 بر تن رقم زده با ناخن

 خطی به شیوه ی استادی

 حرفی به غایتِِ شیوایی

 

 نه دفتری که بَرَد موجش

 نه جوهری که خورَد آبش

 زخم است و آن همه خون ریزی

 خون است و آن همه خوانایی

 

 دریا به زمزمه ی آبش

 چون گاهواره دهد تابش

 مرگ است و چیرگیِ خوابش

 با گاهواره و لالایی

 

 آن زخم اگر به سخن آید

 از مرگِ او چه زیان زاید

 گو با کرانه که بگشاید

 آغوش را به پذیرایی

 

 ببینند زخم و پیامش را

 در مرگ، جانِ کلامش را

 وان خط و حُسن ختامش را

 یعنی: رسالت و زیبایی

 

 سیمین بهبهانی

 تهران:۵ آذر ١۳۸۹