نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏پنجشنبه‏، 2010‏/12‏/30

 

69-301210

نامه تكان دهنده دختر علی صارمی خطاب به پدرش :

پدر عزیزم ،

كاش بدانم كه آیا ما را پشت دیوار اوین حس كردی!

در سرمای سرد زمستان

 

 كانون حمایت از خانواده های جانباختگان و بازداشتی ها: نامه خانم زینب صارمی ، دختر زندانی سیاسی اعدام شده علی صارمی در اختیار كانون حمایت از جانباختگان و بازداشتی ها قرار گرفت.   این نامه لحظات انتظار دختری را بیان میكند كه بر سر دار رفتن پدر مهربان و پر مهرش را حس میكند و صدای یا حسین، یا حسین پدر مظلوم و شهیدش را در صبحگانان اوین با تمام وجودش میشنود. او نوشته است پدر آمده بودیم كه در قلب من و مادر و خواهرانم بزنند ، اما تو بمانی و از وطنم دفاع كنی!

 

 نامه زینب صارمی به پدرش شهیدش!

 این نامه را برای روح پدر بزرگوارم مینویسم تا بشنود!

 پدرعزیزم ،  كاش بدانم كه آیا ما را پشت دیوار اوین حس كردی! در سرمای سرد زمستان، همه میلرزیدیم و مأموران نیروی انتظامی بخاری روشن كرده بودند و در ماشین هایشان خودشان را گرم میكردند. 

 پدر آمده بودم صورت ماهت را ببینم. 

 پدر آمده بودم كه در قلب من و مادر و خواهرانم بزنند! اما تو بمانی و از وطنم دفاع كنی!

 پدر بیست دقیقه بیشتر طول نكشید كه دو آمبولانس نزدیك اذان آمدند و از در آهنی اوین میخواستند تو بیایند، روی یكی از آمبولانسها نوشته بود بازرسی . . . .  هنوز داخل نشده بودند كه صدای حسین. . . حسین. . . . حسین. . . سكوت سرد اوین را شكست و با صدای اذان در هم امیخته شد در شب پر ستاره و ماه!

 تمام قامتم خشك شده بود و قابل توصیف نبود، همه سیخ شدن مو بر تن رو حس كردند بعد از صدای اذان مأموران رفتند و ما ماندیم پدر دیدم كه پر كشیدی و ما را جا گذاشتی، اما جا نماندیم، جای پایت را نگاه كن! تمام جهانیان آمدند و پشت سرت دارند راه میروند، حتی با سرهای شكسته!. 

 پدر از صمیم قلب دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. 

 زینب صارمی