36-100211
از تحریف
واقعیتها
تا رویاى
رهبرى جهان
اسلام
م
رها
با
آغاز
اعتراضات غیر
منتظره ضد دیكتاتورى
در كشورهاى
عربى، اسلام
گرایان وطنى
بتلاش
افتاده اند
تا از آب گل
آلود ماهى بگیرند.
شاه كله
واكنش آنها
شامل دو
موضوع است.
١-
جنبش در
كشورهاى عربى
داراى ماهیتى
اسلامى و ضد
غربى است.
٢-
پیروزى این
جنبش ها
مستلزم
رهبرى ولى
مطلقه فقیه
است. براى
نمونه احمد
خاتمى در
نماز جمعه تهران
گفت : "
كشورهاى
غربى در
رسانه هاى
خود پیگیر این
نكته اند كه صیغه
اسلامى این قیام
ها را در
كشورهاى
عربى كتمان و
پنهان كنند و
مسائل
دموكراسى لیبرالى
و صنفى را
مطرح كنند.
اما اصلى ترین
بحث در پیدایش
این قیام ها صیغه
دینى است. و
مصلحى وزیر
امور خارجه
با انتقاد از
دخالت هاى
آمریكا در
منطقه از "
خاورمیانه
اى اسلامى "
نام برد.
روحانیون
حكومتى نیز بیكار
ننشستند و
اطاعت از ولى
مطلقه را
الزامى
دانسته اند.
در این راستا
امام جمعه قم
گفته است " این
كشورها از
نداشتن یك
رهبری مقتدر
چون رهبر عظیم
الشأن
انقلاب
اسلامی رنج میبرند
و باید
بدانند كه
رهبر مسلمین
جهان امام
خامنه ای
است و همواره
همه
مسلمانان باید
مطیع ایشان
باشند " و آیت
اله نورى همدانى
نیز در اهواز
گفته است : "
پیام ملت
ایران
اسلامی به
مردم مصر این
است که
رهنمودهای
رهبر معظم انقلاب
در خطبه نماز
جمعه گذشته
را نصب العین
و سرمشق اصلی
حرکت خود
قرار دهند تا
بتوانند در
برابر
استکبار
جهانی
ایستادگی
کند." در این میان
كودتاچیان نیز
فرصت را مغنتم
شمرده با
طلبكارى
حملات به
رهبران جنبش
سبز را پى
گرفته اند.
مجتبى زارعى
در تارنماى
رجانیوز
مدعى شده كه "
فتنه " سال
گذشته
انقلاب در تونس
و مصر را به
تأخیر
انداخت سپس
پرسیده است "
...آیا در كیفر
خواست
دادستان بسیجى
مان جناب
آقاى محسنى
علیه سران
فتنه به این
جنایت هم
اشاره شده
است یا نه ؟ " !
اما
مهمترین این
تلاش ها خطبه
هاى نماز
جمعه رهبر در
نیمه بهمن
بود كه با تحریف
واقعیات
تونس، مصر و ایران
كوشید ١- جنبش
ضد دیكتاتورى
در تونس و مصر
را به یك قیام
اسلامى
فروكاهد. ٢- به
عنوان رهبر
جبنش هاى اسلامى
در منطقه
ظاهر شود
١- تحریف
واقعیت ها در
خارج و داخل
زمانى
كه محمد بویزیدى
جوان سخت
درمانده
تونسى خود را
آتش زد و آتش
فشان خشم
مردم را
گشود، تنها
انگیزه اش
اعتراض به بیكارى،
تهیدستى و
سركوب و فساد
دولت پلیسى
تونس بود و نه
خواسته هاى دینى
كه رهبر ایران
در خطبه ى دوم
نماز جمعه اش
با تحریف
واقعیت ها
سعى در القاء
آن به
نمازگزاران
داشته است.
آقاى خامنه
اى در این زمنیه
گفت : " مردم در
زمان بن على
مسجد كه میخواستند
بروند، باید
كارت ورود به
مسجد كه دولت
میداد و به
همه هم نمیداد
! اجازه رفتن
به مسجد داده
نمى شد. اجازه
نماز جماعت
كه هیح، نماز
فراداى در
مساجد هم
ممنوع بود،
جلوى چشم
ممنوع بود.
حجاب رسما ً
ممنوع بود. خب
این مردم یك
انگیزه ى
مهمشان
اسلام خواهى
است. " ادعاى
آقاى خامنه
اى چه از روى
آگاهى و چه
ناآگاهى با
واقعیت
فاصله بسیار
دارد.
نگارنده با
دوستانم كه
از تونس بازدید
كرده اند به
قصد راستى
آزمایى به
گفتگو نشستم هیچكدام
از آنها
ادعاى آقاى
خامنه اى را
مبنى بر لزوم
داشتن كارت ویژه
براى ورود به
مسجد حتى
براى مردم
محلى تأیید
نمى كنند و در
اطلاعات
موجود در اینترنت
نیز با وجودى
كه از نقض
گسترده حقوق
بشر در این
كشور بسیار
گفته شده است
به چنین
موردى هیچگونهً
اشاره اى
نگردیده است.
دوم، برخلاف
ادعاى دوم
رهبر حتى تا پیش
از آغاز جنبش
ضد دیكتاتورى
در این كشور نیز
حجاب بطور
رسمى در مكان
هاى دولتى
ممنوع نبوده
است بلكه این
ممنوعیت كه
از سال ١٩٨١
برقرار شده
بود در سال
٢٠٠٧ و بدنبال
شكایت یك
آموزگار زن
به دادگاه،
مغایر با
قانون اساسى
این كشور
شناخته شد و
لغو گردید.
آقاى
خامنه اى
همچنین
دنباله روى و
پیروى دولت
مصر از سیاست
هاى آمریكا
بویژه در
مورد اسرائیل
را عامل اصلى
جنبش ضد دیكتاتورى
در مصر مى
سنجد. هرچند
رویكرد
اسرائیل در
مورد فلسطینیان
و نرمش دولت
هاى آمریكا
در برابر بى
توجهى این
دولت به حقوق
فلسطینیان
از جمله داشتن
كشور مستقل،
مورد اعتراض
تمام كسانى
است كه از حق
تعیین
سرنوشت ملت
ها دفاع مى
كنند و این
امر بروشنى
موجب
ناخشنودى
كشورهاى
خاورمیانه
از جمله مردم
مصر نیز گردیده
است اما
همانگونه كه یك
نظر سنجى بى
بى سى در سال
٢٠١٠ در ٢٨
كشور جهان در
مورد كاركرد
كلى آمریكا انجام
شده است نشان
مى دهد، ٤٥
درصد مصرى ها
این كاركرد
را مثبت و
تنها ٢٩ درصد
با آن مخالفت كرده
اند. بنابراین
دنبال روى
مبارك از سیاست
هاى آمریكا و
همراهى وى با
اسرائیل را
نمى توان
عامل اصلى این
اعترضات
دانست. در
واقع آقاى
خامنه اى با این
اظهارات
تلاش كرده است
گرایشات شدید
غرب ستیزانه
و ضد آمریكایى
خویش را به
مردم مصر
نسبت دهد تا
بتواند
خواسته هاى
ضد دیكتاتورى
و دمكراسى
خواهانه
آنانرا به
اسلام گرایى
فروكاهد. در
همین رابطه
تاكنون در
تظاهرات
مردم مصر نه
عكسى از
اوباما پاره
شده و نه
پرچمى از آمریكا
سوزانده شده است.
آقاى
خامنه اى در
خطبه اول
اوضاع و شرایط
ایران را نیز
كاملا ً
وارونه جلوه
مى دهد تا
بتواند در ضمن
دفاع ناشیانه
از كاركرد ٣٢
ساله جمهورى
اسلامى،
آنرا بعنوان
الگویى براى
كشور هاى
تونس و مصر
مطرح سازد. وى
در مقایسه رژیم
گذشته با شرایط
كنونى از
جمله گفته
است : "قبل از
انقلاب،
حكومت
سلطنتى بود.
نقطهى
مقابل آن،
مردمسالارى
است. در حكومت
سلطنتى،
مردم هیچكارهاند؛
در حكومت
مردمسالارى،
مردم همهكارهاند.
قبل از
انقلاب،
حكومت،
وراثتى بود؛ یكى
میمرد، یكى
را به جاى
خودش معین میكرد؛
یعنى مردم هیچ
نقشى
نداشتند؛ میخواستند،
نمیخواستند،
ناچار باید
قبول میكردند.
در جمهورى
اسلامى به
بركت
انقلاب، حكومت
انتخابى
است؛ مردم
انتخاب میكنند؛
مذاق مردم،
خواست مردم
تعیین كننده
است. قبل از
انقلاب،
حكومت، دیكتاتورىِ
امنیتى بود....
انقلاب آمد
فضاى آزاد
را، فضاى نقد
را، فضاى
اصلاح را،
فضاى تذكر
را، حتّى
فضاى مخالفت
و اعتراض را
براى مردم
باز كرد. در
طول این سى و
دو سال همین
جور بوده
است؛ حتّى
سالهاى اول
انقلاب. "این
دفاع ناشیانه
از الگوى
اسلامى در
حالى است كه
تنها چند ماه
پیش ولى فقیه
در شهر قم ده
ها میلیون
نفر از مردم
كشور را میكروب
خواند. افزون
براین رفتار
وحشیانه
اوباشان ولایت
با معترضین
انتخاباتى
سال ٨٨ در
خاطره
مردمان ایران،
و كشورهاى
خاورمیانه
هنوز زنده
است و دولت
كودتا نیز در
این مدت
همواره با
درخواست
هرگونه راهپیمایى
مسالمت آمیز
غیر دولتى
مخالفت ورزیده
است.
٢- رویاى
رهبرى جهان
اسلام
آقاى
خامنه اى در
بخش عربى
خطبه دوم كوشیده
است با ارائه
هشت دستور
العمل در
لباس " ولى
الامرمسلمین
" ظاهر شود و
حتى به روحانیون
مصرى نیز
دستور مى دهد
كه " نقش خود
را كاملا ً
برجسته كنند".
در این
دستورالعمل
ها نوك تیز
حمله طبق
معمول غرب و
دولت آمریكاست
كه سیاست هاى
تنش افزایى
جمهورى
اسلامى در
منطقه را نمایان
مى سازد. جالب
اینجاست كه
آقاى خامنه
اى از بى
اعتبارى جایگاه
فقهى و حقوقى
ولى فقیه و نیز
كارنامه سیاه
جمهورى
اسلامى در
منطقه كاملا
ً آگاه است و
بهمین دلیل
گفته است : "
بوقهای
تبلیغاتی
دشمن مانند
همیشه فریاد
خواهند كرد
كه ایران
میخواهد
دخالت كند،
میخواهد مصر
را شیعه كند،
میخواهد
ولایت فقیه
را به مصر
صادر كند و
میخواهد و
میخواهد..." این
درحالى است
كه مردم
خاورمیانه
ازنقش حزب
الله لبنان
بعنوان متحد
پروپاقرص و
بازوى سیاسى -
نظامى
جمهورى
اسلامى در
منطقه بخوبى
آگاهند.
چشم
انداز
هردو
كشور تونس و
مصر برخلاف
اقتصاد نفتى
ایران، بشدت
به درآمدهاى
گردشگرى
وابسته اند. هرساله
بیش از ١٢ میلیون
نفر از مصر و بیش
از ٦ میلیون
از تونس بازدید
مى كنند. روى
كارآمدن یك
دولت دینى از
نوع جمهورى
اسلامى سبب
انزواى سیاسى
و اقتصادى
است و پى
آمدهاى سنگینى
براى اقتصاد
هردو كشور
ببار مى آورد
و جمعیت بیشترى
را به صف تهیدستان
مى افزاید.
افزون براین
تجربه شكست
خورده حكومت
اسلامى در ایران
و فرهنگ نیمه
اروپایى
مردم تونس
امكان روى
كارآمدن
اسلام گرایان
تندرو حد اقل
در این كشور
را بكلى
منتفى مى
سازد. جمهورى
اسلامى
بهتراست
بجاى فكر صدور
انقلاب و
تلاش براى به
انحراف
كشاندن این
جنبش ها هرچه
زودتر با شنیدن
صداى جنبش
سبز از سقوط
حتمى این
نظام در داخل
جلوگیرى كند.
٢٠ بهمن ٨٩
|