نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏دوشنبه‏، 2011‏/02‏/21

 

67-210211

منبع گویا

برادران لاریجانی و رقابت در مسابقه ریاکاری و دروغ گویی سیاسی

توسط

 

چندی پیش به مناسبت سفر مسافری عزیز از ایران در خانه یکی از دوستان جمع شده بودیم.

 صحبت به سیاست کشید و برادران لاریجانی ،علی‌، صادق، محمد جواد، باقر و فاضل . برادرانی که به قول علی لاریجانی سومین پسر این خاندان، «فرزندان حوزه و مرجعیت هستند که بر حسب اتفاق وارد کار اجرایی شده و گمراه شده‌اند». گمراه شده اند اما وظیفه گمراه کردن مردم و دنیا را به عهده گرفته اند. ۳ تن از این برادران در بالاترین مقامهای جمهوری اسلامی شاغل هستند و چنان به ریاکاری و دروغ گویی مشغولند که گویا برای کسب مقام اولی در وقاحت با هم مسابقه گذشته اند.

 یکی میگفت این علی لاریجانی رییس مجلس شارلاتان ترین برادر است. از قطع اینترنت و ماهواره در مصر انتقاد میکند اما خود به خوبی میداند که رژیمی که خود رییس مجلس ان است، پیشتاز قطع ارتباطات اینترنتی و تلفنی است. از شتر سواری لباس شخصی ها در مصر انتقاد میکند، ولی برای موتور سواری برادران لباس شخصی در ایران هورا میکشد. راست به چشم شما نگاه میکند و دروغ میگوید. ادای روشنفکرانه در می آورد اما «صداوسیمای لاریجانی» تحت رهبری ۱۰ ساله ایشان، به نهادی امنیتی و کانون پخشِ دروغ و بهتان تبدیل شد.

دوست دیگری میگفت صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه شایستگی کسب مقام اولی در وقاحت را دارد. معلم اخلاق است اما در قوه قضائیه تحت رهبری ایشان هر ۸ ساعت یک نفر به اعدام محکوم شده است. بیداد گاهای تحت رهبری ایشان، بهترین فرزندان این خاک و بوم را به جرم ابراز عقیده، ساختن فیلم، مقاله نویسی به زندان، تبعید و اعدام محکوم میکنند. نویسندگان و فیلم سازانی نظیر احمد زید آبادی و جعفر پناهی به ۲۰ سال فکر نکردن محکوم میشوند.. اما قاتل کهریزک، سید مرتضوی تحت حمایت دستگاه قضایی آقای صادق لاریجانی آزادانه میگردد. دشمنی خاصی‌ با روشنفکران دارد و اواسط تابستان سال جاری آنها را "بیمار" خواند.

 

سومی میگفت محمدجواد بزرگترین پسر خانواده لاریجانی را فراموش نکنید. معاون اموربین‌الملل و حقوق بشرقوه قضاییه است. ظاهرا مقام وی به پای برادران دیگر نمیرسد، اما از هر دو موذی تر و مکار تر است. به چشم خبر نگاران نگاه میکند و میگوید " ایران بهترین دموکراسی دنیا را دارد." در همان ماهی که برادرش، صادق چندین نفر را به جرم تظاهرات پس از انتخابات اعدام کرده است، ادعا میکند که کسی در ایران به جرم تظاهرات اعدام نشده است.وی اخیرا در گفت و گویی از جمله گفت : "حتی کسانی هم که بی‌دین‌اند اگر دموکراسی را دوست دارند باید دست رهبری را ببوسند.اصلا رهبری لنگر دموکراسی در کشور است."

دوست مسافر ما از ایران میگفت باقر، کوچکترین برادر لاریجانی‌ها که رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران است دست کمی از برادران خود ندارد. این دوست گرامی خود پزشک است و دانشجوی آقای باقر لاریجانی بوده است. حکایت میکرد، که وی در سر کلاس درس، از سلول، آناتومی، تکامل ، بیماری صحبت میکرد، اما یک باره آنها را به جن و پری و فلان حدیث ارتباط میداد. همه دانش جویان حیران میماندند که این آقا این دروغ ها را چه گونه سر همبندی میکند. این دوست پزشک ما، اشاره ای هم داشت به پسر خاله این آقایان، احمد توکلی، که در دروغ گویی دست کمی از آنها ندارد.

در ان جمع ما کسی از فاضل لاریجانی برادر دوم اطلاع چندانی نداشت. فقط میدانستیم که مدت ها رایزن فرهنگی ایران در اتاوا، کانادا بوده است. و امروز در شوراهای راهبردی مراکز علمی و همچنین دانشگاه پیام نور، ایفای نقش می‌کند. اما شکی نیست که دسترسی به چنین مقامهایی و حفظ آنها در نظام جمهوری اسلامی، لازم به داشتن خصوصیاتی بیش از کارایی علمی و اجرایی است و حد اقل ارتباط های خاصی را می‌طلبد.

 ارزیابی این که کدام یک از این برادران شایسته کسب مقام اولی‌ در وقاحت سیاسی است، کار ساده یینیست اما همگی‌ ما که در آن شب جمع شده بودیم بر این اصل اتفاق نظر داشتیم که حد اقل ان ۳ برادر اولی، سمبل شارلاتنیسم سیاسی در ایران امروز هستند. ریاکارانی که علاقه آنها به قدرت به مراتب بیش از شرافت و انسانیت شان است و دست شیطان را در ریاکاری از پشت بسته اند.

 شوربختانه و یا خوشبختانه واحدی برای سنجش وقاحت سیاسی وجود ندارد. اما اگر تصور کنیم که ۱۰۰+ بالاترین درجه وقاحت ، پر رویی و ریا کاری است، و منفی ۱۰۰ - به معنای حد اکثر شرافت و صداقت، مردم و تاریخ چه نمره ای به برادران لاریجانی خواهند داد ؟

نمره ای که من به این برادران خواهم داد چنین است:

۱) علی لاریجانی ۱۰۰ +

۲) صادق لاریجانی ۹۵ +( هنوز تجربه علی را ندارد و جای پیشرفت دارد. شاید هم پدر خانوم ایشان ،آیت الله وحید خراسانی که به اعتدال شهرت دارد گاه به گاه درس اخلاق را به ایشان گوشزد میکند. )

۳) محمدجواد لاریجانی ۱۰۰ +

۴) باقر لاریجانی ( اطلاعات کافی برای نمره دهی ندارم. اما سخن دزموند توتو برنده جایزه صلح نوبل از یادم نمیرود که اگر در مقابل سرکوب سکوت کنیم، با سرکوب گران هستیم)

۵) فاضل لاریجانی (اطلاعات کافی برای نمره دهی ندارم. اما سخن دزموند توتو برنده جایزه صلح نوبل از یادم نمیرود که اگر در مقابل سرکوب سکوت کنیم، با سرکوب گران هستیم).

شما کارنامه این برادران (حداقل ۳ برادر اولی ) را چه گونه ارزیابی میکنید؟

 

 

منبع گویا

http://my.gooya.com/permalink/3199.html

 

نظرات

avatar

مهناز 19/02/2011 02:45:08

خوبه به فساد و غارتگری های جناب محمد جواد( اردشیر) لاریجانی بیشتراشاره بشه : او سالها پیش اقدام به تصرف غیرقانونی زمین‌های عمومی نموده . وی در روستای مبارکیه در بخش جواد آباد، شهرستان ورامین حدود 2500 هکتار از زمین‌های محلی که «زمین‌های روستا و زمین‌های منابع طبیعی» هستند را به تصرف خود در آورده و در این زمین‌ها 12 حلقه چاه غیر مجاز عمیق هم حفاری کرده است و با اعمال نفوذ اجازه نداده است که دولت‌های هشتم و نهم و دهم این زمین‌ها را به صاحبان واقعی آن که بیت‌المال است بازگردانند...رئیس دولت کودتا ، محمود احمدی‌نژاد در آخرین سفر استانی خود به کرمان-15 خرداد 1388-، در سخنرانی خود خطاب به این زمین‌خوار- بدون ذکر نام - اینگونه گفت: «كسي كه در اطراف تهران 300 هكتار از بهترين زمينهاي دولت را سالهاست تصرف كرده و وزير جهاد كشاورزي قبلي زورش نرسيده و تاكنون وزير فعلي نيز نتوانسته كاري كند فرض كنيد با اين وجود قانوني در مجلس تصويب شود كه به دولت بگويد كه تو موظف هستي به اينها سند بدهي و اگر دولت استنكاف كرد، اجازه داده شود تا به آنها سند داده شود كه اين تبعيض و بي‌عدالتي است»

 

avatar

Mehran 19/02/2011 02:58:29

به نظر من حرام زاده کسی نیست که پدر خود را نمیشناسد ، و یا نتیجه یک رابطه سکسی خارج از ازدواج رسمی ومذهبی است ، به نظر من این برادران ارجمند ، منظورم برادران لاریجانی هستند که ، مصداق حرام زاده گی میباشند ، و جای بسی تاسف است که در عراق و یا ایران و یا هر کجای دیگر جهان محیط هایی برای تولد و رشد چنین موجوداتی وجود دارد. صد نمره ای است که من به این برادارن بطور برابر در حرام زاده گی میدهم . این وظیفه ملت شریف و شجاع ایران است که حق این برادران را کف دستشان بگذارد . به امید آنروزیکه ما این حضرات را در موقعیتی دیگر و در حال توضیح و توجیه رفتار ضد بشریشان در طول تمام این سالهای سیاه و خونین را ، در پیشگاه ملت ایران ببینیم .

 

avatar

19/02/2011 06:29:32

در تهران شدیدا شایع است که باید بنگاه حرف اندازی بی بی سی را تحریم کرد. شما چه فکر می کنید. و البته کلی مطلب در مورد حرامزادگی بود که دوستان اهل سانسور آنرا برداشتند. بقول مادربزرگ همسایه ی ما در کوچه حشمت تهران خدا شما را اهل کند.
در مورد تحریم بی بی سی شما چه فکر می کنید؟؟

avatar

19/02/2011 06:42:17

نه این درست نیست بعضی وقتها می بینی در یک خانواده تا دلت بخواد حرامزاده هست و یکی اصلا ترمه ای جدا بافته می باشد. بنا بر این لازم است این احتمال را در نظر داشته باشیم. البته در اینکه پدر این آقایان آخوند و لاجرم حلالزاده هم بوده حرفی درش نیست. ولی روحانی و حلال زاده دو مقوله ی آب و آتشند. گرگ با گله می تواند دوستی کند ولی حلالزادگی و روحانیت قصه ی آب و آتشند. بنده خودم متخصص این کارم.
ولی در مورد بی بی سی باید بگویم که این از معایب بزرگ ماست که از بی بی سی که در کشوری قرار دارد که بزرگترین رابطه را با روحلانیون دارد و جنتی برای باد فتخش هم می رود آنجا و نوری هم و یزدی هم و ناطق هم و خلاصه همشان می روند آنجا تا آنجاشان را معالجه کنند، بنا بر این پولهای ایران بیشترش در انگلیستان است تا در ایران. بنا بر این باید گفت خاک بر سر ما که منتظریم تا ببینیم بی بی سی چه افاضه می کند.
بله باید بی بی سی را تحریم کرد.
شما نمی توانید حتا یک نظر در بخش نظرهای بی بی سی بنویسید و بگذارید که به خر خامنه ای بگوید الاغ و آنها منتشرش کنند. باور نمی کنید بسم الله.

 

avatar

رضا 19/02/2011 08:08:13

ضمن تایید پلیدی این سه برادر و بویژه همدستی جواد لاریجانی در تبرئه سعید مرتضی بخاطر قتل خانم زهرا کاظمی، فاضل لاریجانی به تازگی به مشاور ریاست بانک صنعت و معدن هم نایل شده است. هر چند در خلوت تلاش می کند خود را جدا از محفل برادران خود نشان بدهد.

 

avatar

samad 19/02/2011 11:21:40

علی ۱۰۰
صادق ۱۰۰
محمد جواد ۱۰۰
سه برادر اولی صد میگیرند. ان دو تای دیگر
فعلا ۵۰. چرا که دروغگویی و ظلم برادران را میبینند اما کسب قدرت برایشان مهمتر است.

 

avatar

صمد 19/02/2011 11:27:09

ما سه تا داداشیم
به این مملکت میشا ...
ما سه تا دروغگو
در پر رویی کم نگو

avatar

هاله 19/02/2011 12:05:51

در ادامه شعر صمد:

ما سه تا ریا کار
مثل روباه مکار

ما میبینیم شتر را
نمیبینیم موتور را

ما هر سه تا پلیدیم
در وقاحت بی رقیبیم

لطفآ شعر را دیگران تکمیل کننند.

 

avatar

[email protected] 19/02/2011 12:38:13

با اجازه ئ هاله عزیز,

ما هر سه هستیم ولدالزنا 
مثل مرده خوران بی نوا

ما می بینیم فقط رهبر را
نمی بینیم, ولی مردم را

ما هرسه گرچه بالا است مقاممان
از ترس فردا, ولی خیس است قسمت پائین مان

لطفا ببخشید! این اولین شعری است که در تمام زندگیم سرده ام.
صد البته, اگر به این شعر بگویند!
رزمجو!

 

avatar

استاد مرده خور شجریان 19/02/2011 12:56:48

خدا را صد هزار بر شکر که استاد اعظم شجریان ناز را کنار گذاشتند و حاضر شودند به خطر بقا اسلام عزیز دو مرتبه آواز سر دهند

 

avatar

19/02/2011 15:03:49

در مورد مردم خوری بدون شک قیاس به نفس کردید

 

avatar

رضا از آمل 19/02/2011 13:35:34

مردم آمل در 2 انتخابات مجلس درس فراموش نشدنی به این دو مزدور ریاکار ودروغ گو ( جواد و علی ) دادند .

 

avatar

19/02/2011 14:50:13

:ادامه شعر صمد و هاله:


ما سه تا داداشیم
به این مملکت میشا ...

ما سه تا دروغگو
در پر رویی کم نگو 

ما سه تا ریا کار
مثل روباه مکار

فقیه ایم و زمینخوار
وقیح ایم و پاچه خوار

ما میبینیم شتر را
نمیبینیم موتور را

ما هر سه تا پلیدیم
در وقاحت بی رقیبیم


ما سه تا شارلاتانیم
از شرافت بیزاریم


به قدرت بیماریم
مملکت رو میچاپیم

*************************
اما آقای کافر رزمجو،

شعر شما تعریفی نداشت، اما ناراحت نباش. خود اقرار کردی که شاعر نیستی. در زیر برایت شعری از آقای عليرضا قزوه شاعر رسمی ولایت فقیه را چاپ میکنم که از سایت الف آورده ام. این آقا شاعر رسمی است و اخیرا در محضر آقا شاعر خوانی کردند. از شعر خوانی پول میگیرد! شما در مقایسه با وی حافظ هستی! اگر باور نمیکنید برای شعر کامل این آقا به سایت الف مراجه کنند:
http://alef.ir/1388/content/view/96150/


جنگ ساندیس و کوکاکولاست 
۲۹
بهمن ۱۳۸۹ 

عليرضا قزوه در جديدترين شعر خود به حوادث 25 بهمن پرداخت.
این شاعر معاصر اين شعر را در وبلاگ شخصي خود (عشق عليه السلام) منتشر كرده است:


«
من تيغ رويارو زنم...»
شما هيچ غلطي نمي‌توانيد كرد
نه با هزار نفر
نه با صد هزار نفر
نه حتي با يك ميليون نفر
كه ما شصت ميليون نفريم
و از لجتان سانديس‌هاي ايراني مي‌خريم و مي‌خوريم
اما به پپسي كولا راي نخواهيم داد
و هيچ نيازي به مك دونالد و كي اف سي نداريم
و هيچ نيازي به بي‌بي سي و صداي امريكا
....

جنگ سانديس و كوكاكولاست
لطفا دست بزنيد
باشد شما با شمشير‌ها و سلاح‌هاي عجيب غريب هاليوود بياييد
ما با همين ني سانديس مي‌آييم
و با همين بچه‌هاي بسيجي
و با موتورهاي دو ترك و سه ترك ساخت وطن
و با همين پيرزنان و پيرمرداني كه هر سپيده شما را نفرين مي‌كنند
...


اگر دوستان خواستند برای شعر(?111) کامل این آقا به سایت الف مراجه کنند:
http://alef.ir/1388/content/view

 

avatar

19/02/2011 15:07:11

برادران لاریجانی جا پای برادران رشیدیان گذاشته اند.

پاسخ دهیدرای مثبترای منفی

3

گزارش نامناسب

avatar

[email protected] 19/02/2011 15:31:36

هموطن گرامی ئ کامنت گذار بالا, اینجانب را قرین محبت خود خواهد کرد که اگر بفرض محال, من دوباره چیزی را سرهم کردم و نوشتم شعری از رزمجو اهل طایفه ( محترم ) کفار, و ایشان انرا دید و نظرشان را مرقوم داشت, محض رضای ابواالفضل! مرا حتی در باب انتقاد, با یک ادم حسابی مقایسه کند و نه با یک ولدالزنای جیره خوار سیستم نامنزه اسلامی.
با سپاس پیشاپیش, رزمجو.

avatar

zohreh 19/02/2011 18:32:46

صادق لاریجانی هم نمره ۱۰۰ گرفت. خبر زیر را بخوانید:

»
سید محمدرضا خاتمی: آقای صادق لاریجانی! شما دیگر صلاحیت ندارید


سید محمدرضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم ، در نامه ای سرگشاده به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، با اشاره به موضع گیری وی علیه سران جنبش سبز، تاکید کرد که او و قوه ی تحت مدیریتش به دلیل اظهارنظر و صدور حکم درباره پرونده ای که هنوز مفتوح است، دیگر صلاحیت رسیدگی به این پرونده را ندارند.
دبیرکل سابق جبهه مشارکت همچنین حمله به مردم بی گناه و حق طلب در ٢۵ بهمن ماه را فاجعه ای سازمان یافته، از پیش طراحی شده، حمایت شده و سابقه دار توصیف و از آن ابراز انزجار کرد.
خاتمی همچنین تاکید کرد که تشکیل دادگاه علنی و عادلانه و مستقل برای “سران محترم و محبوب جنبش سبز” موجب رضای خداوند، عزت جمهوری اسلامی و آگاهی دقیق مردم از واقعیتها و رسوایی فتنه گران واقعی خواهد شد.
به گزارش نوروز، متن نامه به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آیة الله آقای حاج شیخ صادق لاریجانی
رئیس محترم قوه قضائیه
با سلام و احترام
ابتدا فرصت را غنیمت شمرده و با ابراز انزجار از فاجعه سازمان یافته، از پیش طراحی شده، حمایت شده و سابقه دار حمله به مردم بی گناه و حق طلب در ٢۵ بهمن ماه، برای دو شهید گرانقدر که مورد ستم مضاعف قرار گرفتند علو درجات و همنشینی با شهدای صدر اسلام آرزو مندم. متاسفانه در حال حاضر مجالی برای شکافتن این حوادث نیست که اگر امان داده شود، هزاران هزار انسان حاضر هستند بر واقعیتها شهادت دهند.
اما بعد،
علت این نامه نگاری به جنابعالی، مواضع سابق و لاحق شما در مورد سران جنیش سبز است. اجازه بدهید از شما بپرسم؛ جنابعالی بر اساس کدام قانون یا آیین نامه ای در موضوع پرونده ای که علی الظاهر در محاکم دادگستری مفتوح است، ورود ماهوی می کنید و حکم صادر می فرمایید؟ تا آنجا که این حقیر می داند، شما با این کار، مطابق مقررات، عملا خود را از صلاحیت رسیدگی به این پرونده و هرگونه ورود به آن منعزل نموده اید و طبعا قوه قضائیه تحت مدیریت جنابعالی، با سابقه ای که از آن می دانیم، دیگر صلاحیت رسیدگی به این پرونده را ندارد.
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از بیخ
فارغ از این موضوع حقوقی، تا آنجا که همه می دانیم، سران محترم و محبوب جنبش سبز بارها از برگزاری دادگاه علنی و عادلانه و مستقل استقبال کرده و همواره آمادگی خود را برای حضور در این دادگاه و پاسخگویی اعلام کرده اند. لذا بهتر آن است برای جلوگیری از این همه هیاهو و هتاکی و فحاشی از سوی اقلیتی که چیزی جز رگهای گردن قوی ندارند، چنین دادگاهی تشکیل شود که موجب رضای خداوند، عزت جمهوری اسلامی و آگاهی دقیق مردم از واقعیتها و رسوایی فتنه گران واقعی خواهد شد.
با احترام مجدد
سید محمد رضا خاتمی
۳۰/۱۱/۱۳۸۹

avatar

23 hours 44 minutes ago

من از دانشگاه اشغال شده وغارت شده علوم پزشكي ايران به شما ميگويم كه اين باقر بيشرف دست كمي از برادرانش ندارد وگندي كه دراين چندماهه به دانشگاه نازنين مازده وسوئ استفاده هاي فراوان مالي خود همكاران عقده ايش كم نبوده 
نمره اين پست فطرت هزار است 
تمام پست ها تا پايين ترين رده هارا به همكاراي خودش داده است ودرمقابل اعتراضات نيشخند ميزند روز ي نيست كه اوراناله نفرين نكنند .
اگر جنبش سبز پيروز بشود اورا باخفت وخواري درسطل آشغال دانشگاه مي اندازيم 
خشم ما دانشگاهيان از آنچه برسر ما آوردن تمام شدني نيست كه بيشتر هم ميشود 
مرگ پر اين خانواده انگليسي جاسوس كثيف جهود نژاد

 

avatar

گريه آقا صادق 20 hours 26 minutes ago

گزارش اختصاصي از پردمه،زادگاه آيت‌الله هاشم آملي و لاريجاني‌ها
گريه آقا صادق

اكبر هاشمي
عمه حاجي از اينكه صادق لاريجاني برادر زاده‌اش قاضي القضات شده،خوشحال است. مثل روزي كه علي لاريجاني رئيس‌جمهور نشد.«گوشت گران مي‌شه همه مي‌گن رئيس‌جمهور، گوجه گران مي‌شه همه... كسي كه رئيس‌جمهور شد ديگه پدرش پرده نداره» حالاهر بار كه علی لاریجانی به خانه پدريش در پردمه مي‌آيد،عمه منظربا چادر گل گلي آبي با كمر بسته عصا زنان خودش را به سينه كش جاده خاكي مي‌رساند و براي رئيس قوه مقننه آغوش مي‌گشايد.

«
علي لاريجاني ننه قربون / لباس پاسداري ننه قربون/ ني رئيس‌جمهور ننه قربون /چند خوشحالي ننه قربون»

فاضل،جواد،علي، صادق، و باقرآنها پنج برادرند و خواهري فاضله. اگرچه منظر خانم70 ساله همه فرزندان برادرش آيت‌الله العظمي حاج ميرزا هاشم آملی را به يك اندازه دوست دارد اما وقتي از پسرها حرف مي‌زند، مدام «دكتر علي»، «آقا صادق» و...هربار كه از او بپرسي كدام يك را بيشتر دوست دارد، مي‌گويد «هر دو» اما مي‌شود فهميد كه خواهر آيت‌الله، علي لاريجاني را بيش از همه دوست دارد. وقتي از رئيس قوه مقننه حرف می زند گويي نقل كودكي بازيگوش است «علي عاشق پردمه است»، «علي عاشق آتيش هيزمه»

گوشه حياط كنار باغچه كوچك و سرسبز، هيزم‌ها منظم روي هم چیده شده اند«هر وقت كه دكتر علي مي‌ياد، با پاسدارها جلوي خانه آتيش روشن مي‌كنند و تا نصف شب مي‌نشينند دور آتيش و نوار نوحه گوش مي‌كنند» با تحكم عصايش را تكان داده و با لهجه مازوني مي‌گويد كه به پاسدارها مي‌گم بريد بيرون آتيش روشن كنيد، حياط منو كثيف نكنيد. بعد می خندد.

روي ديوار خانه منظر خانم كه فاصله‌اش با خانه آيت‌الله فقط يك كوچه باريك است، عكس‌هاي قديمي آيت‌الله ميرزا هاشم آملي در نجف و قم قاب شده‌اند و شاگردانش آيت‌الله حسن‌زاده آملي و آيت‌الله جوادي آملي كه امروز از مدرسين و بزرگان به نام حوزه هستند.

از ميان پنج برادر فقط يك عكس در كنار عكس آيت‌الله‌ها به چشم مي‌خورد«آقا صادق هفت ساله كه بود وقتي با بچه‌ها توي كوچه بازي مي‌كرد، مدام ذكر الله اكبر بر لب داشت» عمه وقتي از صادق لاريجاني حرف مي‌زند از او با احترام ياد مي‌كند «آخه آقا صادق وصي و جانشين پدرش است» از آخرين باري كه رئيس قوه قضائيه به خانه پدريش در پردمه سر زده نه ماهي مي‌گذرد، موقع آمدنش عمه منظر براي او هم شعرخوانده و صادق اشك ريخته.

«
مونا آقا، شبيه آمد/ آقا نما، شبيه آمد/ آقا نما، عمه بميره» شبيه‌ترين كس به پدر «وقتي اينها رو براي آقا صادق خوندم، گريه كرد و گفت عمه جان چرا شرمنده مي‌كنيد

ساعت 9 صبح به بايجان مي‌رسيم، در منطقه لاريجان كه با آمل 70 كيلومتري فاصله دارد. براي رسيدن به روستاي پردمه تابلوي راهنمايي وجود ندارد، تنها يك راه باريك كه به امامزاده هفت تن مي‌رسد و از آنجا به پردمه. در كوچه‌باغ ها با مزه مزه غورها20 دقيقه‌اي را اتول سواري مي‌كنيم تا دستمان به امامزاده هفت تن برسد. امامزاده‌اي مثل همه امامزاده‌هاي خطه شمال، با گنبدي نقره اي.كمي جلوتر جاده اسفالته تمام مي‌شود و توی جاده خاكي شيب دار و نفس گير با دنده يك خرامان خرامان بالا مي‌رويم.آن‌قدر که توي مه گم شويم. فقط با نور بالا مي‌شود به نيسان‌ها و كاميون‌هايي كه هر 10 دقيقه يكبار از روبه‌رو مي‌آيند،گفت. آهای با توام /ای دریچه بیدار/ از کوچه همیشه ترین هرگز و هنوز/ آهای!... با تو... می شنوی؟... آرام،آرم روي ابرها راه مي‌رويم. گفته بودن جاده خاكي 14 كيلومتر كمي كمتر يا بيشتر نيست اما سربالايي جاده تند بود و شنها سست و راه طولاني. گفته بودند از بالاي البرز مي‌شود دماوند را بغل كرد. اما پيش چشم فقط مه بود و تصور ترسناك دره‌اي عميق زيرپا. در سكوت مطلق و هواي خيس ابري و مه گرفته و جاده سربالايي كه هر چه مي‌رفتيم نه آدمي بود و نه روستايي بعد ساعتي شنيدن پارس سگ و صداي زنگوله گوسفندان نوري بود در ظلمت روشنايي. مرد چوپان تكيه بر چوب دستي از نشخوارگوسفندانش لذت مي‌برد،انگار.از چوپان سراغ روستاي پردمه را مي‌گيريم با انگشت پشت سررا نشان مي‌دهد. بر مي‌گرديم روستا روبه‌رويمان است. باد پرده، مه را كنار زده «خانه صادق لاريجاني را مي‌شناسي» پوستين روي شانه هايش را بالا مي‌اندازد «نوچ».

پيرمردها در دوسوي ورودي باريك روستا كنار خانه‌هاي خشتي قديمي روي سكو‌ها تكيه برعصا حمام آفتاب گرفته‌اند و چهره‌هاي نا آشنا را از نظر مي‌گذرانند، صورت كه مي‌گيريم، روستا تمام مي‌شود. قدير و محمد مي‌گويند كه در پردمه 100 خانوار زندگي مي‌كنند. جوان‌هاي روستا خيلي آيت‌الله ميراز هاشم آملي را نمي‌شناسند. قدیر در حالي كه از اسب سفيد پايين مي‌آيد، مي‌گويد كه صادق و علي لاريجاني را هم از طريق تلويزيون شناخته اند.قدير مجیدي 22 ساله آخرين باري كه صادق لاريجاني را دیده 9 ماه پيش در مسجد امام حسن عسگري پشت سرش نماز خوانده «هر روز نماز جماعت رو آقا صادق مي‌خونن». جوان‌های روستا مي‌گويند برخلاف علي لاريجاني، صادق لاريجاني بدون اسكورت به روستا یشان مي‌آيد«همين هفته گذشته سه شنبه اومدن ما هم رفتيم جلو، پاسدارها گذاشتن با دكترعلي دست بديم»آنها هنوز خبر ندارند كه صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه شده اما وقتي مي‌شنوند، خوشحاليشان را نمی توانند پنهان کنند به لهجه مازوني چيزهايي مي‌گويند، به همديگر.

جوانها هم دوست دارند درآينده مثل لاريجاني‌ها مقام و منصب داشته باشند، در چراییش هر دو سكوت مي‌كنند، دوباره كه مي‌پرسم محمد بهرستاقی 20 ساله اشاره‌اي به وضع ظاهريش مي‌كند«وضع مار و ببين وضع اونها رو ببين» موقع گرفتن نشانی خانه آیت‌الله، مي‌پرسم اگر اين‌بار صادق لاريجاني را كه رئيس قوه‌قضائيه شده ببينيد از او چه چيزي خواهيد خواست؟ هر دو مي‌خندند، آرام. سوار براسب سفيد دورمي شوند. راه روستا را در پيش مي‌گيریم كه با شيهه اسب مي‌مانيم، محمد مي‌گويد«كار مي‌خواهيم، بيكاريم

با نشاني كه جوان‌ها داده‌اند به سمت خانه هاشم آملي مي‌رویم، جايي كه مي‌گويند خواهر آيت‌الله هنوزآنجا زندگي مي‌كند. روستاي پردمه يك مسجد دارد كه آيت‌الله ميرزا هاشم تا زمان حياتش در آن نماز مي‌گذارده. نصرت‌الله ادرشير پيرمرد 70 ساله ازساكنان بومي كه به شوخي حضورش در پردمه را دوران در تبعيد مي‌داند، روزهاي حيات آيت‌الله ميراز هاشم آملي را روزگار پر رونق اين روستاي دور افتاده مي‌داند«آقا 6 ماه از سال را اينجا اقامت داشتند. پردمه محل تردد و اقامت آيت‌الله‌ها بود. آيت‌الله مکارم شیرازی، آيت‌الله حسن‌زاده آملي، آيت‌الله معرفت، آيت‌الله قافی یزدی،آيت‌الله جوادي آملي... و دامادش آیت‌الله محقق داماد. اينها مي‌آمدند خدمت آقا و 3 ماه 3 ماه مي‌ماندند.» پيرمردها روزهاي جواني‌شان راهنوز پيش چشم دارند كه پشت به پشت طلبه پياده و سواره بر الاغ و قاطر جاده صعب العبور را پشت سر مي‌گذاشتند تا به ديدار آیت الله آمده و در محضرش تلمذ كنند «با مرگ آقا ديگه پردمه فراموش شد» اسكندراردشيرعصايش را بر زمين خاكي مي‌زند«نگاه كنيد پردمه آلان اينه» ديگر ساكنان روستا هم از وضعيت راه و امكانات شكايت دارند، می گویند بارها مشکلاتشان را با برادران لاريجاني در میان گذارده‌اند «هیچ خیری برای ما ندارند، نمی خواهند کسی بگوید که براي زادگاه پدریشان پارتي بازي كرده اند.»عمه منظر هم اين وضع را بارها به علي لاريجاني گفته و هر بار شنيده كه لذت روستا به همين بكري و دست نخوردگي آن است، به تنور و نان محلي، آتش و هيزم...«ببين چه نعمتیه عمه جان»،«علي جان تو كه سختي نمي‌كشي يا با ماشين آخرين سيستم مي‌آيي يا پياده براي تفريح

احمد اردشير صاحب بقالي كه بقاليش هيچ شباهتي به ديگر بقالي‌ها ندارد(چيزي شبيه زير پله اي) و از خویشان لاریجانی ها، با محبت در دكانش را تخته مي‌كند تا ما را به خانه خواهر آيت‌الله ببرد. نكته جالب در مورد اهالي روستا اين است كه ته اسم اكثرپردمه ايها اردشيراست.

وارد حياط مي‌شويم، خانه‌اي تقريبا نوساز به سبك روستاهاي شمال، مرد با لهجه مازوني خواهر آيت‌الله را صدا مي‌زند«عمه حاجي،عمه حاجي» وقتي مي‌شنود خبرنگاریم كمي ترش مي‌كند اما وقتي از آيت‌الله ميراز هاشم آملي سراغ مي‌گيريم، چادر به كمر مي‌بندد و می‌گوید بسم الله. «در يكي از روزهاي سال 1278 در روستاي «پردمه» در خانه ساده مرحوم ميرزا محمد، كودكي به دنيا آمد» اين را صادق لاريجاني در كتابي كه براي پدرش با نام «آموزگار جاويد» نوشته، آورده اما منظر خانم يكي از هشت دختر ميرزا محمد مي‌گويد«پدر ما در حقيقت ارباب محمد اردشير لاريجاني ارباب روستا بود و زمين‌هاي بسياري در آمل و تهران داشت كه در ماجراي تقسيم اراضي زمين‌‌هايش تقسيم شد كه بعد از انقلاب هم زمين‌ها را گرفتند و دادن به دهقانان» خواهر آيت‌الله دامنه وسيعي را با انگشت نشان مي‌دهد و مي‌گويد همه اينها و نزديك به 300 راس گوسفند و آملاكي در قلهك حسن آباد- آخرهاي تراز- مال ماست «پدرم هميشه وقتي با آقا از ملك و آملاك حرف مي‌زدند مي‌گفتند بيا سرمايه بدهم، اما آقا مي‌گفتند سرمايه زيادي عذاب الهي است» به ديوار كاه گلي خانه آيت‌الله كه مي‌رسيم مي‌ايستد ونفسی چاق می کند و با عصا به ديوار اشاره می کند «بچه‌ها به آقا اصرار كردند كه اجازه بدهد خانه را تعمير كنند اما نگذاشت، آقا درويش مسلك و زاهد بود» ازمیان 8 دختر و سه پسرمیرزا محمد، مهدي اردشير و منظرخانم ساکن پردمه هستند. اهالي پردمه به عمه حاجی خانم رنجبر هم مي‌گويند، چه منظر خانم مادرعلي رنجبر است. از ديگر ويژگي‌هاي جالب اين روستا ي دورافتاده از ثروت كه به تعبير خواهر آيت‌الله كه پردمه را محل تشريف‌فرمايي آيت‌الله‌ها مي‌داند. تولد تجار بنام در اين روستاست. سليماني‌ها با کمپاني عظيم و پرآوازه فراورده‌هاي لبني و گوشتي کاله و دکتر علي رنجبر از بزرگترين تاجران ايران و مالک قبلي شرکت روغن غنچه به اضافه اردشير‌ها و ديگر صاحبان بزرگ صنايع خردو کلان.

سال‌هاست كه قفل در چوبي خانه آيت‌الله كليدي به خود نديده، آخرین باری که برادران لاریجانی گردهم آمدند یک‌ماه و اندي پیش به مناسبت عروسی آخرین دختر صادق لاریجانی آن‌هم در تهران بود.

آمد و شد از در آهني بزرگي است که بعد مرگ آیت الله در ضلع رو به ورودی روستا کارگذارده شده. پسرخاله صادق لاريجاني دسته كليد را مي‌گيرد و در را باز مي‌كند. آيت‌الله ميراز هاشم توي ايوان خانه نشسته. آيت‌الله هر روز بعد ازنماز صبح توي ايوان خانه مي‌نشيندو هواي پاك پردمه را به درون مي‌دمد و مراتع بلند و سر سبز روبه‌رو را از پيش چشم مي‌گذراند و تا موقع بيداری بچه‌ها و صرف صبحانه سر توی کتاب مي‌برد و كتاب‌هاي نخوانده را از بر مي‌كند. تنها صداي بچه‌هاست که آيت‌الله را از كتاب‌ها بيرون مي‌كشد«علي، فاضل، صادق مواظب باشيد» خواهر آيت‌الله مي‌گويد «يك روز صادق از كوچه كه آمد، رفت پيش مادرش،مادر ايشان فرزند آیت الله آقا سید محسن نبوی از فقهاي بزرگ آن دوران بود، صادق مادرش را مادر يا مامان صدا نمي‌زد، مي‌گفت «اما» آقا صادق به مادرشان چيزي گفتند كه ایشان از هوش رفتند، از صادق پرسيديم چی گفتی، بچه‌ها يك فحش فارسي به ايشان ياد داده بودند كه صادق معني آن را نمي‌دانست، براي همين آقا اصلا موافق اين نبودند كه فرزندان‌شان با بچه‌هاي روستا دمخور شوند و بازي كنند، آنها مربي‌اي به نام سيد اسماعيل داشتند كه از تهران با آنها به پردمه آمده بود و كارش اين بود كه هر روز صبح اين بچه‌ها را مي‌برد بالاي كوه دور از بچه‌هاي روستا نگه مي‌داشت و عصر آنها را بازمي گرداند» حتي به ياد دارد که «باقر آن‌قدر كوچك بود كه توان رفتن به كوه را نداشت، گريه مي‌كرد، به آقا گفتيم اجازه بدهيد چادري در حياط علم كنيم و وسايل بازي كودكانه مثل سماور و استكان و نعلبكي... در اختيارش بگذاريم، آقا مخالف شطرنج و اين جور چيزها بودند

درنبود اهالي خانه علف‌های هرز تا دلشان خواسته قد كشيده اند، به سختي از ميانشان مي‌گذريم و وارد حياطي مي‌شويم كه به گفته پسر خاله لاريجاني‌ها محل بازي واليبال برادران لاريجاني و بچه‌هاي فاميل بوده، يكي هم احمد توكلي رئيس مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، شاخ‌هاي شكسته و برگ‌هاي پژمرده روي ايوان پهن، دیواره‌ها ترک ترك و دستگيره‌ها زنگ زده‌اند و تارهاي عنكبوت درزدرهای سبز رنگ را پوشانده اند. توي ايوان فقط سطلي است و پيت نفت سياه رنگي كه در تار عنكبوت‌ها محصور شده. از پشت در صداي طلبه‌ها را می‌‌شود، شنيد كه منتظرند تا آيت‌الله تشريف بياورند و درس را شروع كنند آنها مي‌دانند كه آقا در مورد وقت حساس است «من امروز تب داشتم و حالم مساعد نبود، اما براي اينكه درس تعطيل نشود و من بر شما حجت بوده باشم به درس آمدم

توي حياط چسبيده به خانه، اتاقك كوچك كاه گلي قرار دارد «آنجا چيزي نيست حمام است و آن دوتا هم كه در گوشه‌هاي حياط مي‌بينيد توالت» جماعتي هم بيرون خانه در انتظارند تا بعد درس براي پرسيدن استفتاعات شرعيشان پا به درون بگذارند. اما كسي در را به رویشان باز نمي‌كند. از دو جوان طلبه مي‌پرسم براي چه آمده ايد اينجا «اومديم حجره بگيريم، گفتن اينجا حجره خالي هست» آنها به تازگي وارد شهر قم شده اند، می خواهند آخوند شوند و حالا در به‌در دنبال حجره می گردند. اما انگار آنها هم مثل من تهراني كه نمي‌داند اکثر حوزه های علمیه در تابستان تعطيل است، پشت در بسته مدرسه ولي عصر كه آيت ميرزا هاشم آملي بناي آن را نهاده، گيوه به ديوار مي‌گذارند تا شايد فرجی شود و يكي از حجره‌هاي آقا ميرزا هاشم هم نصيب آنها. مثل حجره دار شدن دكتر سيد جعفر شهيدي «هنگامي كه به نجف اشرف مشرف شدم در بيغوله‌اي انبارمانند جاي گرفتم و هفته‌ها در آن بسر مي‌بردم سپس از آنجا به مدرسه بزرگ مرحوم آخوند منتقل شدم. حجره‌اي كه در آنجا به من دادند هر چند بهتر از آن سياهچال بود اما بازهم روشنايي درستي نداشت. سالي يا اندكي كمتر گذشت، حضرت آيت‌الله آملي كه متاهل شده بودند به خانه نقل مكان كردند و حجره ايشان خالي ماند. چند تني از طالبان علم كه در حجره‌هاي زاويه شرقي مدرسه جا داشتند خواهان حجره ايشان شدند

خادم مدرسه نامي از بنده نزد ايشان برده بودند. در آن روزها آشنايي بنده با ايشان ازعرض سلام و ادب تجاوز نمي‌كرد، يكي از روزهايي كه به مدرسه آمدند، خادم تجديد درخواست كردند. صداي ايشان را شنيدم كه فرمودند قول حجره را به آقا سيد دادم»اما طلاب جوان امروز به اندازه ديروزی‌ها پيشه صبر ندارند، به دقيقه نمي‌كشد كه خسته و ناميد راه مي‌كشند. آفتاب ساعت 12 مرداد ماه قم مثل پتك توسرت مي‌زند تا خم شوي و از زير درز در نگاهي به داخل بيندازي. درهاي نيمه باز، حجره‌ها، دمپايي‌هاي آبي رنگ و حياط خالي از آخوند. حوزه علميه ولي عصر با بیش از چهل حجره و يك باب کتابخانه و مساحتی نزدیک به هفتصدمتر تا امروز محل سکونت طلاب بسياري بوده كه يكي از آن طلاب فرزند چهارم آيت‌الله، صادق لاريجاني است. خواهر ميراز هاشم آملي مي‌گويد«علي را از خدا نمي‌دانم / ولي از خدا جدا نمي‌دانم. آقا صادق جانشين پدرش است،اگر به تمام معنا جاي پدرش را پر نكرد، كم نكرد» خواهرآيت‌الله معتقد است چون صادق لاريجاني هر دو علم جديد و قديم را آموخته از ديگربرادرانش نيز باهوش تر است.

صادق لاریجانی در نو جواني به جمع جدول اعداد برادرانش پيوست و در سال 1346 ديپلم رياضي اخذ كرد «با فراهم آمدن بورس تحصيلي از دانشگاه صنعتي شريف،عازم تحصيل در يكي از كشورهاي غربي بودم كه نا گهان زندگي‌ام چرخش تمام پيدا كرد» صادق به جاي رفتن به ديار فرنگ ساكن كوچه بن بست ناصر، قم شد. خواهر آيت‌الله چرخش ناگهاني زندگي صادق لاريجاني را وصيت پدر مي‌داند«آقا مي‌گفتند نوشتن رساله توسط يك عالم برابر است با كندن 40 متر چاه با سره(مژه) چشم، آقا صادق الانه 30 ساله زحمت مي‌كشه و انشاالله تا 10 سال ديگه جاي پدرش را مي‌گيره» شايد بتوان نقطه عزيمت صادق طلبه جوان 22 ساله به عرصه عمومي را چاپ يكي از ترجمه هايش با عنوان «كشكول و چراغ: دو نظريه پيرامون معرفت» نوشته كارل پوپردرآخرين فصل كتاب «علم چيست، فلسفه چيست

عبدالكريم سروش دانست، سال 1361. مقالي كه در آن هيچ نامي از صادق لاريجاني به چشم نمي‌خورد و سروش به همين پانويس اكتفا مي‌كند«مقاله بالا توسط يكي از برادران ترجمه شده و پس از اصلاحات مختصري توسط اين جانب اينك در اينجا به سبب حسن مناسب با بحث‌هاي كتاب حاضر، بدان افزوده مي‌گردد» اما شش سال بعد وقتي عبدالکریم سروش مجموعه مقالات «قبض و بسط تئوريك شريعت» را درمجله كيهان فرهنگي آغاز كرد. برادرجوان که حالا داماد آيت‌الله وحيد خراساني و ملقب به استاد شيخ صادق لاريجاني بود، به عنوان جدي‌ترين منتقد نظريه سروش از حوزه علميه قم، قد علم كرد و اين آغاز راه «آقا صادق» بود، شیخ تنها به نوشتن يك مقاله تند و تيز بسنده نكرد و دو كتاب مجزا در نقد نظريه قبض و بسط تئوریک شريعت دكتر سروش تحرير كرد. از ديگر تفكرات جنجالي عضو مجلس خبرگان رهبري نظراتش پيرامون ولايت فقيه است چه اين عضو شوراي نگهبان مشروعيت حكومت را از جانب راي مردم نمي‌داند ودیگری نظريه «اجتهاد متوسط» که منتقدانش معتقدند قبض و بسط تئوریک این نظریه پیامدهای بسيار خطرناکی به همراه دارد.صادق لاریجانی در این نظریه می کوشد میان اجتهاد متجزی و اجتهاد انسدادی پیوندی ایجاد کند كه «دیگر شاهد کپی شدن فتاوا از روی دیگر رساله‌های توضیح المسائل نخواهیم بود» اما آنچه که منتقدان این نظریه را بیشترنگران می کند «برخی از استادان دانشگاه هم می توانند با استفاده از این نظریه، با برخی از مبادی نظری مرجع تقلید خود مخالفت کنند

خواهر آيت‌الله می‌گوید که آقا ازسياست بي‌زار بود چه آيت‌الله اشرفی، پدربزرگ مادری آنها نيز گرچه از شاگردان ‏بزرگ آخوند خراسانی بود، اما اهل فلسفه و عرفان و انزوا طلب بود«بچه‌ها بيشتر بعد فوت آقا سياسي شدند» اما به جرات مي‌توان گفت كه عمه منظر از همه خواهرزاده هايش سياسي تراست. او يكي از منتقدان سرسخت رئيس‌جمهور احمدي‌نژاد است«دوره‌اي كه علي مي‌خواست رئيس‌جمهوربشه، رئيس‌جمهور شدن به اين راحتي‌ها نبود اما الانه كافيه بري توي تلويزيون و بگويي فلاني دزد است» عمه محبوب لاريجاني‌ها مسبب نابساماني‌هاي اقتصادي و سياسي را آقاي رئيس‌جمهور مي‌داند. مي‌پرسم اين حرف‌ها را به علي لاريجاني هم مي‌گويي «مي‌گم، فقط مي‌خنده».

منظر خانم که به همراه پسرش علی رنجبرطرفدار سرسخت يكي از كانديداهاي معترض به نتيجه انتخابات است در مورد واكنشش به انتخاب احمدي‌نژاد مي‌گويد«همان شب زنگ زدم به دكترعلي، گفتم علي ديدي احمدی نژاد رئیس جمهورشد!» پاسخ علي لاريجاني چيزي شبيه «هيس» بوده و صادق «هرچي آقا بگه». یا به قول عمه خانم «کسی به کسی به من چه رسی» موقع خداحافظي از عمه خانم میهمان نواز و كاريزماي لاريجاني‌ها مي‌پرسم که از رئيس‌جمهور نشدن علي لاريجاني خوشحال شدي حالا از رئيس قوه قضائيه شدن صادق لاریجانی ناراحتي؟ «نه خيلي هم خوشحالم» علتش را که مي‌پرسم، مي‌گويد مي‌خواهد ازدست بعضی‌ها شكايت كند! «ازدست همان كسي كه توي كشور دو دستگي انداخت و مسبب كدورت بين خانواده‌ها شد

http://www.fardanews.com/fa/news/89486/%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7

 

avatar

13 hours 47 minutes ago

این برادران حیوان صفت روزها مناسب است که بیگاری کنند و شب ها در طویله استراحت.

avatar

بهروز 8 hours 12 minutes ago

عمه لاریجانی ها نمره قبولی گرفت. خواننده محترمی به نام "گریه آقا صادق" در بالا کامنتی طولانی گذاشته اند. بر گرفته از سایت فردا FardaNews که یک سایت محافظه کارانه است. با تشکر از ایشان. با خواندن این نظر، بلاخره کسی در خانواده لاریجانی پیدا شد که به نظر میاید حقیقت را دوست دارد. و این شخص عمه بزرگ لاریجانی ها است. منظر خانوم خواهر بزرگ پدر لاریجانی ها.. گزارش این سایت محافظه کاران اعترافی به تقلب در انتخابات هم است. این قسمت را بخوانید:

منظر خانم که به همراه پسرش علی رنجبرطرفدار سرسخت يكي از كانديداهاي معترض به نتيجه انتخابات است در مورد واكنشش به انتخاب احمدي‌نژاد مي‌گويد«همان شب زنگ زدم به دكترعلي، گفتم علي ديدي احمدی نژاد رئیس جمهورشد!» پاسخ علي لاريجاني چيزي شبيه «هيس» بوده و صادق «هرچي آقا بگه»...عمه محبوب لاريجاني‌ها مسبب نابساماني‌هاي اقتصادي و سياسي را آقاي رئيس‌جمهور مي‌داند. مي‌پرسم اين حرف‌ها را به علي لاريجاني هم مي‌گويي «مي‌گم، فقط مي‌خنده»...

«
هيس» و «هرچي آقا بگه»، جواب ۲ برادر لاریجانی به عمه بزرگوارشان است

به عبارت دیگری: ساکت. انتخابات بی انتخابات. هر چی رهبر انتخاب بکنه!
ای کاش برادران ذره ای از شرافت عمه را به ارث برده بودند.

 

avatar

علی 5 hours 1 minute ago

محمدجواد گویا ریاضیات ومنطق خوانده است ولی اودرمنطق شارلانتیزم واستدلات نوکرمنشی ولایی بسیار ماهراست. مرکز تحقیقاتی که اواداره میکند یک محمل برای فعالیت های سرکوبگانه سیاسی است وگویا دست ایشان برای پول وبودجه درجیب رهبر اسیت. اودرهر جمله که با همکارانش صحبت میکند لفات انگلیسی زیادی میپراند که تقریباٌ مطمئن میشوی مامور بسط فرهنگ بیگانه است مخصوصاٌ این که همه برادران به تشخیص خیلی ها شباهت عجیبی به یهودی های صهیونیست می دهند. این موضوع آخر میتواند یک موضوع تحقیقاتی جالبی باشد.

 

avatar

هاله 3 hours 5 minutes ago

درود به عمه بزرگ لاریجانی ها! معلوم شد که وقاحت و پلیدی ژنتیک نیست. لاریجانی ها فردا در مقابل تاریخ ادعا نکنند که پلیدی در خونمان بود و به ا رث رسیده بود.