31-120511
"خامنه
ای به این نظر
رسیده است که یاران
اصلی احمدی
نژاد
و در
رأس آنها
اسفندیار رحیم
مشایی باید
بروند"
بی بی
سی، اکبر گنجی
: تعیین نوع دیکتاتوری
رژیم حاکم بر
ایران،از
جهت تحلیل
سمت و سوی
رویدادها و
استراتژی سیاسی
حائز اهمیت
است. تأکید
مداوم بر این
که رژیم
موجود،"نظام
سلطانی فقیه
سالار" است،
ناشی از چنین
دغدغه ای است.
در
سال های
گذشته کسانی
محمود احمدی
نژاد را نماد
و نماینده سپاهیان/بسیجیان/اطلاعاتی
ها/امنیتی ها
به شمار می
آوردند که علیه
طبقه ممتاز روحانیت
قیام کرده
اند.
ادعا
می شد که آقای
احمدی نژاد
قدرت ولی فقیه
را به شدت
کاهش داده و
رهبری ژنرال بدون
لشکر است؛
اما به این
واقعیت ساده
عنایت نمی شد
که آن نیروها
به فرمان آیت الله
علی خامنه ای
به حمایت از
محمود احمدی
نژاد
برخاستند و
او را بالا کشیدند
و وقتی
او کوشید
اندکی
استقلال از
خود بروز
دهد، با
علامت/چراغ
سبز رهبر،
روحانیت/ سپاهیان/بسیجیان/اطلاعاتی
ها/امنیتی ها
علیه اش قیام
کردند.
نزاع
ولی فقیه با
محمود احمدی
نژاد جدی بود.
اما برخی کوشیدند
تا آن را "خیمه
شب بازی"
و "بازی زرگری"
جلوه دهند.
اما نزاع بر
سر منابع کمیاب
قدرت/ثروت/معرفت/منزلت اجتماعی
"بازی زرگری"
نبود. این
نزاع در حوزه
های مختلف در
جریان است.
آیت
الله خامنه ای
در ۸/۶/۸۹ در دیدار
با اعضای
دولت به سیاست
های فرهنگی و بودجه
ای که هزینه ی
آن می شود
اعتراض کرد و
گفت: "به آقاى
رئيس جمهور
گفتم كه من وقتى
شنيدم شما
اين رقم
كلانِ
سنگينِ
فرهنگى را
تصويب
كرديد، از
نحوه مصرف و
جذب آن
نگران شدم؛
با اينكه
قاعدتاً آدم
بايد خوشحال
بشود وقتى كه
بودجه
فرهنگى زياد می
شود. مديران
ما دوست دارند
كه بودجهاى
كه به آنها
داده می شود،
جذب كنند؛
چون می
دانند كه اگر
امسال جذب
نكردند، سال
ديگر خبرى
نيست؛ لذا
ناچارند جذب
كنند ... در
بعضى از آن
دورههاى
قبل ... می
خواستند كار
فرهنگى
بكنند،
گفتند بودجه
فرهنگى؛
بنا
كردند
كاروانسراهاى
شاه عباسىِ
بين راه را به
عنوان كار
فرهنگى،
آباد كردن! بله، آباد
كردن
كاروانسراى
شاه عباسى
چيز خوبى
است، اثر
باستانى هم
هست؛ اما آيا كار
اولويت دار
فرهنگى ما
همين است... در
مقابل اين
حركت فرهنگى
و اين تهاجم
عظيم فرهنگى
كه می خواهند
روح انقلاب
را، روح
استقلال را،
روح دين را از
ما بگيرند، اولويت
فرهنگى ما
اين است كه
برويم حالا
فرضاً
كاروانسراى
شاه عباسى را
آباد كنيم...
بعد از آنكه
مصرف فرهنگى
را پيدا
كرديم، قلمى
كه بايد اين
بودجه صرف آن بشود،
پيدا كرديم،
برويم سراغ
محتوايش.
بالاخره می
خواهيم فيلم
بسازيم.
مثلاً می
خواهيم
ده تا فيلم
انقلابى
بسازيم؛ ده
تا فيلمى كه
حامل ارزش ها
باشد. يا می
خواهيم
فلان
تعداد كتاب
منتشر كنيم؛
محتواهايش
چه باشد، چه
جورى باشد،
با چه قوّتى،
با چه استحكامى،
با چقدر مايهى
علمى و هنرى
كه در آنجا به
كار برده می
شود... در
زمينههاى
فرهنگى،
دنبال
كارهاى
تشريفاتى و
ويترينى
نباشيد.
نمايش دادن
كار فرهنگى، نه
اينكه فايدهاى
ندارد؛ ضرر
هم دارد."
اصولگرایان
سنتی با
استناد به
سخنان آیت
الله خامنه ای
مدعی بودند
که "جریان انحرافی"
از این بودجه
در سال های
گذشته در
"راه مقاصد
شوم خود"
استفاده
کرده است. اینک
نیز با روشن
نبودن نحوه
هزینه این
امر، به
دنبال تعقیب
اهداف خود
هستند تا این مبلغ
کلان را به
سود گروه خود
صرف کنند.
به
همین خاطر
مجلس نحوه هزینه
این مبلغ را
به شرح زیر تعیین
کرد تا دست تیم محمود
احمدی نژاد
از آن قطع شود:
"حوزه های
علمیه در اختیار
شورای عالی
حوزه های
علمیه
۲۰ درصد،
دفتر تبلیغات
اسلامی حوزه
علمیه هزینه
اعزام مبلغ
به استان ها ۱ درصد،
مساجد و حسینیه
های روستایی
و شهری ۱۰
درصد، مصلی
ها 5 درصد،
کانون های فرهنگی
بسیج ۱۰
درصد، امور
ورزش (تربیت
بدنی ۱۰درصد-
ورزش مدارس 5
درصد- جمعا درصد)،
وزارت فرهنگ
وارشاد
اسلامی
(ادارات کل
استان ها-
کانون های
فرهنگی
مساجد و
فعالیت
های قرآنی،
عفاف، حجاب،
ایثارگری) ۱۸
درصد،
سازمان تبلیغات
اسلامی (کمک
به هیات
های مذهبی و دینی)
و حوزه هنری و
خانه عالم ۱۴
درصد،
کتابخانه های
عمومی
روستایی
2 درصد، مرکز
رسیدگی به
امور مساجد ۱
درصد، جامعه
المصطفی
العالمیه به
صورت متمرکز
۱ درصد و
موسسه آموزشی
و پژوهشی
امام خمینی
[متعلق به آیت
الله مصباح یزدی] به صورت
متمرکز نیم
درصد.
اندکی
دقت مسائل عدیده
ای را برملا می
سازد. فریاد
ولایت خواهی
و ولایت مداری آیت
الله مصباح یزدی
گوش همه را کر
کرده است. آیا
باید گفت آن
همه جوش و
خروش بی
حساب
و کتاب است؟ یک
میلیارد و دویست
و پنجاه میلیون
تومان از این
بودجه به
موسسه
شخصی
او اختصاص یافته
است. این پول
ها کارساز
است.
آیا
به همین دلیل
نیست که آیت
الله مصباح یزدی
مجدداً گفته:
این مدعا که
امام زمان
خود جامعه را
اداره می
کند، مدعایی
به شدت
خطرناک است.
برای اینکه
نتیجه منطقی آن
این است که "نیازی
به واسطه و
نائب نیست".
آقای
مصباح،
اسفندیار رحیم
مشایی را
مروج این نظریه
ذکر کرده که
نه تنها مورد تأیید
محمود احمدی
نژاد است،
بلکه پول و
قدرت در اختیار
دارد، به
کشورهای
مختلف سفر کرده
و با شخص اول
آن کشورها دیدار
می کند، بدون
آنکه گزارشی
از آن موجود
باشد.
آیت
الله مصباح
برای اینکه
مریدان را
بترساند، می
گوید:"اگر این
جریان ادامه یابد
و یک روز دیدیم
که سید علی
محمد باب دیگری
به دست
خودمان و با
ثمره خون شهیدان و
مقاومتهای
فراوان به وجود
آمده است،
تعجب نکنیم."
از
سوی دیگر، ۳۵
درصد این
مبلغ به
حوزه(شورای
عالی حوزه و
دفتر تبلیغات
اسلامی) اختصاص
یافته است. با
دولتی/درباری/سلطانی
شدن حوزه ها،
مدعای تبلیغاتی
و کاذب "استقلال
روحانیت شیعی"
دود می شود و
به هوا می رود.
به
همین دلیل،
نزاع کنونی،
خیمه شب بازی
و جنگ زرگری نیست.
نزاع بر سر
قدرت و
ثروت
و معرفت و
منزلت
اجتماعی است.
قدرت در این میان
نقش کلیدی
دارد.
مطابق
باورهای
خداباوران،
خداوند
"مطلق وجود"
است. به تعبیر
دیگر، او
"وجود بی
نهایت"
است. اگر ذره ای-
فرض کنید به
اندازه سر یک
سوزن- مستقل از
خداوند وجود داشته
باشد،
خداوند از بی
نهایت بودن
خواهد افتاد.
بی نهایتی
خداوند به
معنای خدا بودن
اوست. اگر خدایی
وجود داشته
باشد، او بی
نهایت است.
مطلق وجود
است. مطلق
وجود،"قادر
مطلق" است.
اینک
به "ولایت
مطلقه فقیه"
بنگرید. قدرت
او باید
"مطلقه"
باشد. کوچک ترین
قدرت مستقل
از او، نافی این
نظریه است.
همه قدرت ها
ناشی از اوست.
همه قدرت ها،
قدرت اوست.
"تبعیت محض"
و "بی چون و
چرا"، معیار
ولایت مطلقه
فقیه است.
آیت
الله خامنه ای
به این نظر رسیده
است که یاران
اصلی محمود
احمدی نژاد- و
در رأس
آنها اسفندیار
رحیم مشایی-
باید بروند.
آقای احمدی
نژاد تاکنون
در برابر این نظر
ایستاده است.
این عمل نافی
قدرت مطلقه
فقیه است. همین
امر موجب
ادامه نزاع می شود.
محمود
احمدی نژاد
دو راه در پیش
دارد: یا به
مقتضای نظریه
"ولایت
مطلقه فقیه"
تن داده
و یاران اصلی
اش را کنار می
گذارد، و یا باید
خود را برای
حذف شدن
آماده کند. البته نباید
فراموش کرد
که او فردی غیر
قابل پیش بینی
بوده و ممکن
است از طریق بحران
آفرینی هزینه
حذف خود را به
شدت بالا
ببرد.
|