نشریۀ اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران

N A M I R

‏جمعه‏، 2011‏/06‏/10

23

 

٬

زیر عبای رهبر!

آسیه معمار – گویای من

از میان اختلافات اخیر احمدی نژاد و ولی فقیه٬ نقش رهبر از گذشته شفاف تر شد و "فلسفه ولایت فقیه" و عبث نبودن اختراع آن٬ بار دیگر به اثبات رسید. ابتکار آیت الله خمینی در این سی دو سال ضامن بقای نظام اولیگارشی شد و اگر چنانچه نشانه گیری های مخالفین رژیم ملاها دقیق نباشد٬ باز هم بقاء خواهد یافت!

 زیرا اجتماع ملایان تنها زیر یک "عبا" ممکن می باشد. تعدد مرجعیت در تشیع با امر "انحصار قدرت" در تضاد می باشد. لذا با تاسی از دین مسیح و حکومت پاپ های قرون وسطی٬ تئوری ولایت فقیه پی ریزی شد. 

 توالی و توارث در امامت شیعه و مباشرت ولی فقیه در غیاب امام غایب نیز مصالح ساخت و ساز این بنای مخوف را بر سرزمین ایران٬ که از دیرباز متحمل بناهای سنگین موروثی بود٬ برای آیت الله خمینی فراهم آورد.  

در مسیر حکومت تئوکراسی ایران٬ همواره شاهد تضاد بین جمهوری و اسلام٬ یا به عبارت دیگر اختلاف بین مردم و ولی فقیه بودیم و دیدیم گه چگونه هر دو "ولی"  رأی و خواسته ملت را یا علنا زیر پا گذاشتند و یا مکارانه به آن جهتی طبق مراد و به نفع خود دادند. مردم خود شاهد مثال و مصداق ها بوده و باطل شدن رأی خود را در اشکال مختلف مشاهده کرده اند که آغازش با فرمان عزل بنی صدر بود و پس از آن تله گذاریهای متعدد سر راه دولت خاتمی٬ تقلب علنی در انتخابات سال ٨٨ و انتصاب رئیس دولت صاحب زمان و ضدیت با آن و ... 

و اما پس از درگیری خجالت آور اخیرا٬ گویا اهمیت "ولایت فقیه" برای آن بخش از ملایان و یا اصولگرایانی که به وسیله دردانگی احمدی نژاد به حاشیه رانده شده بودند و گاه حسب الامر رهبر حتی مجبور به تبلیغ و تمجید دولت پاک دست٬ با همه نفرتی که به این نوع حزب الله ای که از آخر صف٬ بر اثر خطای ناشی از خاطرجمعی و سیری خودشان٬ به اول صف رسانده بودند٬ داشتند٬ از هر موقع روشنتر گردید و متوجه شدند بدون یک مرکزیت و یک مرجعیت مقتدر٬ هرگز هیچ ملایی ره به دهی نمی برد. لذا همه با هم در مقابل دولت مهر ورز سابق جبهه گرفتند و هر کدام تا توانستند نعلین های سابیده خود را بسوی جن ها و جن زده ها پرتاب کردند و هنوز هم مشغول به آنند٬ آنهم بی هیچ آه و آخی از جانب جن و جن گیرآن٬ که فقط رئیسشان با نیشخند و طعنه ای به "رئیسی" دیگر اشاره ای کرد و یافتن آدرس او را به عهده هوشمندان گذاشت!.

 باری در هنگام جفای رهبر در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد٬ هم ملایان متوجه شدند که بدون وجود بی همتای ولی فقیه هیچند و هم رهبر بصیرت یافت و متوجه کلاه گشادی که از طریق بچه های مخلص و پاکدست٬ به سرش گذاشتند٬ شد و فهمید این برادران خیلی کوچک٬ میتوانند مستقیم و بدون استفاده از کانال ولی فقیه با آقا امام زمان ملاقات کنند و نزدیک است که آقا را از مباشری حضرت بیاندازند! که ناگاه ملایان به فغان آمدند و جملگی دفاع از ولایت فقیه رابر سر هر کوی برزن از وظائف اصلی خود دانستند. نمونه هائی از دفاعیات ایشان:

 سخنان  احمد خاتمی در مهدیه تهران 

يكشنبه 15 خرداد 1390

  ..... مردم معیار دارند که توسط آن همه را ارزیابی می کنند. معیارشان ولایت مداری است. هر کس ولایت مدار تر بود نمره بیشتری به آن می دهند و هر کسی زاویه گرفت نمره منفی می دهند و آفرین بر این مردم....

 .... مبارزه با نهاد جا افتاده در دل و جان مردم یعنی ولایت٬ آب به هاون کوبیدن است. به ضد انقلاب بیرونی و داخلی می گویم که از این سخن من عبرت بگیرید که در پانزده خرداد سال 42 مردم ما با ولایت فقیه بیعت خون بستند.

 ....خاتمی با اشاره به استقبال مردم از سخنان رهبری در مراسم سالگرد امام(ره) گفت: این تجلیل از یک رهبر سیاسی نبود. تجلیل از نائب امام زمان(عج) بود....

 معنای سخنان خاتمی٬ نهادینه و تاریخی کردن ولایت فقیه میباشد و البته از نظر آخوند٬ هر چیز کهنه٬ بشرط آنکه بکارشان آید٬ مقدس است.

 پنجشنبه 12 خرداد 1390

مصباح يزدی: خطری که من احساس می‌کنم شديدترين خطری است که تابهحال نظام ما را تهديد کرده است، فارس

 ... هنوز در عاليترين سطوح مسئوليت کشور، ولايت فقيه به معنای واقعی‌اش جا نيفتاده، ادعای گزافی نکرده است. البته ما علم غيب نداريم و نمی‌دانيم در دل هرکس چه می‌گذرد، اما آثار نشان می‌دهد که هنوز در اعماق دل خيلی‌ها اين است که اين يک فرصتی بود که امام آن را غنيمت شمرد و برای آخوندها دکانی باز کرد! می‌گويند: وقتی مردم بايد رأی بدهند و رئيس جمهور يا رئيس حکومتی انتخاب کنند، ديگر ولی فقيه چهکاره است؟! قوای سه‌گانه که داريم.

 این آقا به خوبی به جا نیفتادن چیزی به نام ولایت فقیه در بین مردم و حتی مذهب شیعه پی برده است٬ از این تئورسین مذهب شیعه میبایست چرائی آن را پرسید. براستی ملایان تا قبل از اختراع آقای خمینی به چکاری مشغول بوده اند و چرا خود روحانیت شیعه با مسئله ولایت فقیه اینقدر مشکل دارند؟.

 ...نمی‌دانم اين افراد تا چه اندازه باور دارند که اين ولايت را بايد به عنوان اسلام پذيرفت.... 

...چيزی که اهميتش از نماز بيشتر است بايد تأثير خيلی عميقتری در سعادت انسان داشته باشد. بالاخره همين اندازه فهميديم که ولايت فقيهی هست که اصل نظام است. 

 بخاطر دفاع از ولایت فقیه حتی از "نماز" نیز میگذرد. اگر هر کس دیگر بجای این آقا که تا دیروز از تئوریسین های جنگیران بود و از حامیان بدون مرز احمدی نژاد٬ حتما او را به کفرگویی متهم میکردند و به سزای اسلامی میرساندند. آخر مگر چاپلوسی رهبر مهمتر از عبادت خدا است؟ لطفا روحانیان محترم پاسخ دهند. بالاخره کدام اصل مهمتر است٬ نماز یا ولایت فقیه؟ آیا ولایت فقیه در دین اسلام یک اصل است؟.

 و اما آنچه که در مبارزات ما مردم اهمیت اساسی دارد٬ بقول رهبر شناخت دشمن اصلی است! ما میبایست سر این هیولا را نشان بگیریم و همچنان بر شعار مردمی "مرگ بر اصل ولایت فقیه" تا نابودی کامل جمهوری اسلامی تکیه کنیم. ولایت فقیه همچون نخ تسبیح است و با پاره کردن آن هم دانه ها از هم میپاشند و هم جادوی ریای آخوندی باطل میشود. جن و جنگیران هم در شرایط کنونی در مشت آقا دست و پا میزنند!.