حزبالله
و ایران ـ از
شاه تا خامنهای
امیرطاهری /
الشرق
الاوسط
برگردان:
عبدالحسین
بنی طرف / میدل
ایست برلین
سال
هاست که حزب
الله لبنان «پیروزی»
خود را بر
دشمن صهیونیستی
جشن میگیرد.
امسال این
جشن در جنوب
لبنان، جایی
که این حزب بر
آن سیطره
دارد،
برگذار شد.
آن چیزی که
جشن امسال را
از سالهای
قبل متمایز میکند
و تازه گی
دارد، روایت
سید هاشم صفی
الدین، یکی از
رهبران و رئیس
هیئت اجرایی
حزب الله، از
چگونگی وقوع
جنگ و مسئولیت
عملیاتی ست
که این حزب
دست به آن زد.
سید هاشم صفی
الدین کسی ست
که روزنامه «کیهان»
ایران از آن
به عنوان شخص
دوم حزب الله
نام میبرد.
به گفته بعضی
منابع لبنانی
صفی الدین که
حدود ۴۰ سال سن
دارد، جانشین
آینده حسن
نصرالله است.
روزنامه «کیهان»
در شماره ماه
مه گزارش میدهد
که جلسهای میان
صفی الدین و هیئتی
از نیروهای
بسیج تشکیل
شد. دراین
گزارش هم چنین
آمده که این هیئت
برای شرکت در
جشن حزب الله
به لبنان سفر
کرده بود.
طبق گزارش این
روزنامه، صفی
الدین به هیئت
نیروهای بسیج
گفت که «پیروزی»
حاصل شده در
جنگ لبنان
عمدتا متعلق
به آیت الله
خامنهای
ست، زیرا
«بدون رهنمودها
و نظارت مستقیم
و مستمر آیت
الله العظمی
خامنهای
حزب قادر به» پیروزی
«بر دشمن صهیونیستی
و آمریکا
نبود».
رهبر حزب
الله هم چنین
گفت که «خامنهای
برای ما صرفا یک
رهبر نیست؛
بلکه استاد و
معلم ماست و
مانند قلهای
رفیع در حیات
ما و نماد
استقامت و پایداری
ست». صفی الدین
تاکید میکند
که جنگ لبنان
از ابتدا تا
انتها «تحت
نظارت و رهبری
مستقیم آیت
الله خامنهای
بود». این بدان
معنی ست که این
خامنهای بود
که دستور
ربودن و
گروگان
گرفتن سرباز
اسراییل را
صادر کرد و این
او بود که
موجب شعله ور
شدن جنگ شد.
گروگان گیری
حربهای ست
که طرفداران
آیت الله خمینی
همیشه در جهت
مقاصد سیاسی
خود در داخل و
خارج
استفاده میکردند.
سخنان صفی
الدین در ستایش
خامنهای
تازه و تعجب
برانگیز نیست.
درگذشته حسن
نصرالله
همواره در
مدح مقامات
جمهوری
اسلامی
سخنان ستایش
انگیز و عظیم
بکار برد. اما
سخنان و نحوه
بیان صفی الدین
این موضوع را
القاء میکند
که گویا او
بازوی نظام
جمهوری
اسلامی در
لبنان است.
حزب الله در
سال ۱۹۷۵ و ۴ سال
قبل ازروی کار
آمدن جمهوری
اسلامی در
تهران تاسیس
شد.
از جمله کسانی
که در تاسیس
حزب دخالت
داشتند
ملاهادی
جعفری، علی
اکبر محتشمی
و دوتن دیگر
از «افراطیون»
بنام عباس
دوزدوزانی و
عباس زمانی
بودند.
پس از روی کار
آمدن جمهوری
اسلامی حزب
دفتری در
خارج دایر
کرد. در سال ۱۹۸۲ و بعد
از تعیین
محتشمی به
عنوان سفیر
جمهوری
اسلامی در
دمشق، ایران
خواهان گشایش
دفاترحزب در
سوریه و
لبنان شد.
حافظ اسد، رییس
جمهور آن
زمان سوریه،
اعلام کرد که
به حزب الله
اجازه برپایی
یک مقر در
دمشق را
نخواهد داد،
اما قول داد
که به ایران
کمک خواهد
کرد دفتری
برای حزب در
لبنان دایر
کند.
اوایل سال ۱۹۸۴
دولت ایران
بودجهای
برای «اشاعه
انقلاب در
خارج» تعیین
کرد و از این
طریق مخارج ۱۷
دفتر حزب
الله و دیگر
گروههای
خارجی را که
برای ایران
فعالیت میکردند،
تامین کرد. تا
سال ۱۹۹۸
وزارت خارجه
ایران با
بازگشایی این
نوع دفاتر
«صدور انقلاب»
را هدف خود
قرار داده
بود. اما آن چیزی
که در
اظهارات صفی
الدین تازه
است، اعتراف
به این نکته
که خامنهای
«لحظه به لحظه»
حداقل در
مرحله جنگ با
اسراییل بر
حزب الله
نظارت داشته
است.
این بدان معنی
است که رهبر یک
دولت خارجی
قادر بوده
است که لبنان
را بدون
اطلاع دولت
خود به سوی
جنگی با تمام
عواقب آن سوق
دهد. این
اظهارات بیان
آن هم هست که
جنگ سال ۲۰۰۶ جنگ
به نیابت ایران
برعلیه اسراییل
بود و از
لبنان به
مثابه میدان
درگیری
استفاده شد.
اما این مردم
لبنان بودند
که در نهایت
با خون و زندگی
خود بهای جنگ را
پرداختند.
در تاریخ
لبنان این
گونه نمونهها
که بر رابطه
مستحکم بعضی
نیروها و
احزاب سیاسی
با نیروهای
خارجی تاکید
میکنند، کم
نیستند.
مصر در دوران
جمال
عبدالناصر،
عراق در زمان
صدام حسین، لیبی
پس از روی کار
آمدن معمر
قذافی و یا
سوریه و اسراییل
نمونههایی
هستند که میتوان
نام برد. همه اینها
از ساحت
لبنان برای پیش
برد جنگهای
نیابتی
استفاده
کردند. اما هیچکدام
از این جنگها
با «رهبری
مستقیم» یک
قدرت خارجی
واقع نشد.
سالهای
متمادی ایران
از طریق شیعیان
بر لبنان
اعمال نفوذ میکرد.
حکومت شاه
موسی صدر را
که در بین
مردم از
مقبولیت تام
برخوردار
بود، به
لبنان
فرستاد تا شیعیان
را سازماندهی
کند و با
اشاعه گرایش
چپ درمیان
اقشار محروم
و به حاشیه
رانده شده
اجتماع
مقابله کند.
موسی صدر
«جنبش محرومین»
را تشکیل داد.
این جنبش تحت
تاثیر
رهنمودهای
تهران
توانست به
سرعت رشد کند. اما
پس از آنکه وی
موقعیت خود
را محکم کرد،
از ارسال
گزارش به
تهران امتناع
ورزید. بعد از
آن تغییر
موضع داد و به
صف مخالفین
شاه پیوست.
موسی صدر
درادامه با
معمرقذافی
متحد شد و درنهایت
به سرنوشتی
غم انگیز
دچار شد و
توسط عوامل لیبی
به قتل رسید.
بعضی «کارشناسان»
لبنان
معتقدند که
کمک گرفتن نیروهای
سیاسی لبنان
از قدرتهای
خارجی
اجتناب ناپذیر
است، زیرا
لبنان یک
کشور کوچک و
ضعیف و در
محاصره نیروهای
متخاصم
قراردارد. از
این رو، این
کشور قادر به
حفظ هویت خویش
نیست و همه
«اقوام» موجود
درآن برای
بقای خود به
حمایت قدرتهای
بزرگ نیازمنداند.
اما من با چنین
درکی مخالفم
و لبنان را
خوب میشناسم.
من از سال ۱۹۶۹ سیرتحولات
لبنان را
دنبال میکنم.
در این سال
بود که برای
اولین بار با
بعضی رهبران
لبنان مانند
موسی صدر،
چارلز هیلو،
عمر کرامی، بیار
الجمیل، تقی
الدین
الصلح، کمال
جنبلاط و کمیل
شمعون
مصاحبه کردم.
پیش از این
معتقدم بودم
که لبنان
دارای هویت
خاص خویش است
و بعد از این
گفتوگوها
در اعتقادم
راسختر شدم.
اکثریت مردم
شیعه لبنان
به خوبی به این
موضوع واقفاند
که حزب الله
منافع ایران
را نه تنها بر
کل لبنان
بلکه بر
منافع خود شیعه
هم ترجیح میدهد.
با وجود این،
سه عامل باعث
مقبولیت حزب
درمیان مردم
شده است: اول
آنکه حزب
دارای اسلحه
وامکانات
کافی برای
تحمیل خود بر
دیگر نیروها
و ممانعت از
ظهور دیگر نیروهای
رقیب شیعه
است. دوم
آنکه، بخاطر
کمکهای مالی
ایران حزب
خدماتی به
مردم ارایه میکند
که دولت از
انجام آن
عاجز است. اما
دلیل سوم
رواج این
باور در میان
شیعیان
لبنان که ایران
تنها کشور
ضامن امنیت
آنان است. بدین
جهت و صرفنظر
از اینکه چه
کسی در ایران
برسر قدرت بیاید،
شیعه لبنان
تمایلی به ویران
کردن پلهای
ارتباط با
تهران را
ندارد.
با وجود همه اینها،
سخنان صفی
الدین در کنه
خود حاوی یک
پارادوکس
است: براساس این
سخنان، شمار
قربانیان
جنگ سال ۲۰۰۶ که
به بیش از ۲۰۰۰ تن میرسد
و میلیاردها
دلار زیانهای
ناشی ازاین
جنگ نتیجه
خطاهای حزب
الله نبود،
بلکه متاثر
از سیاستهای
استراتژیک و
ماجراجویانه
خامنهای
است.
منبع:ایران
امروز
|